و من، منی که امروزم را هدر دادهام،
به چه حقی میتوانم فردا را بخواهم...؟!
📚: مون بزرگ
✍🏻: #آلن_فورنیه
@AcefNevis
به چه حقی میتوانم فردا را بخواهم...؟!
📚: مون بزرگ
✍🏻: #آلن_فورنیه
@AcefNevis
آدميزاد فقط با آب و نان و هوا نيست كه زنده است اين را دانستم و میدانم
كه آدم به آدم است كه زنده است،
آدم به عشقِ آدم
زنده است!
#محمود_دولت_آبادی
@AcefNevis
كه آدم به آدم است كه زنده است،
آدم به عشقِ آدم
زنده است!
#محمود_دولت_آبادی
@AcefNevis
دنیا جای بهتری بود
اگر لباسهای راحتی را میشد
در مهمانی پوشید،
پیتزا آدم را چاق نمیکرد،
عصر جمعه دلگیر نبود و
علاقه به زجر منتهی نمیشد...!
#محمد_معماریان
@AcefNevis
اگر لباسهای راحتی را میشد
در مهمانی پوشید،
پیتزا آدم را چاق نمیکرد،
عصر جمعه دلگیر نبود و
علاقه به زجر منتهی نمیشد...!
#محمد_معماریان
@AcefNevis
از من خبر بگير!
كارى ندارد.
كافیست صبحها
دلت برايم تنگ شود
و بىاختيار به نقطهاى خيره شوى
و به اين فكر كنى
كه چقدر بىخبرى از من...
#کامران_رسول_زاده
@AcefNevis
كارى ندارد.
كافیست صبحها
دلت برايم تنگ شود
و بىاختيار به نقطهاى خيره شوى
و به اين فكر كنى
كه چقدر بىخبرى از من...
#کامران_رسول_زاده
@AcefNevis
آصف گنجی(نویسنده)
آسمان شب پز قمرش را میداد و من پز تو را...! هر کس از ماه درون سینهاش سخن میگفت. #آصف_گنجی ۲۱ تیر ۱۴۰۱ @AcefNevis #استوری
تا صبحدم به یاد تو شب را قدم زدم
آتش گرفتم از تو و در صبحدم زدم
با آسمان مفاخره کردیم تا سحر
او از ستاره دم زد و من از تو دم زدم
او با شهاب بر شب تب کرده خط کشید
من برق چشم ملتهبت را رقم زدم
تا کور سوی اخترکان بشکند همه
از نام تو به بام افقها، علم زدم
با وامی از نگاه تو خورشیدهای شب
نظم قدیم شام و سحر را به هم زدم
هر نامه را به نام و به عنوان هر که بود
تنها به شوق از تو نوشتن قلم زدم
تا عشق چون نسیم به خاکسترم وزد
شک از تو وام کردم و در باورم زدم
از شادیام مپرس که من نیز در ازل
همراه خواجه قرعهی قسمت به غم زدم
#حسین_منزوی
@AcefNevis
آتش گرفتم از تو و در صبحدم زدم
با آسمان مفاخره کردیم تا سحر
او از ستاره دم زد و من از تو دم زدم
او با شهاب بر شب تب کرده خط کشید
من برق چشم ملتهبت را رقم زدم
تا کور سوی اخترکان بشکند همه
از نام تو به بام افقها، علم زدم
با وامی از نگاه تو خورشیدهای شب
نظم قدیم شام و سحر را به هم زدم
هر نامه را به نام و به عنوان هر که بود
تنها به شوق از تو نوشتن قلم زدم
تا عشق چون نسیم به خاکسترم وزد
شک از تو وام کردم و در باورم زدم
از شادیام مپرس که من نیز در ازل
همراه خواجه قرعهی قسمت به غم زدم
#حسین_منزوی
@AcefNevis
من
جزیی از توام
دیگر نه زمان و نه مرگ
هیچ یک عطش مرا
از سرچشمهی وجود و خیالت
بی نیاز نمیکند...
#احمد_شاملو
@AcefNevis
جزیی از توام
دیگر نه زمان و نه مرگ
هیچ یک عطش مرا
از سرچشمهی وجود و خیالت
بی نیاز نمیکند...
#احمد_شاملو
@AcefNevis
برای هر انسان، کسی باید باشد
که با دوست داشتن زیباترش کند.
مثل آن پنجرهی چوبی،
که از شمعدانیها جان تازهای میگیرد.
#تورگوت_اویار
@AcefNevis
که با دوست داشتن زیباترش کند.
مثل آن پنجرهی چوبی،
که از شمعدانیها جان تازهای میگیرد.
#تورگوت_اویار
@AcefNevis
Forwarded from آصف گنجی(نویسنده) (Acef Ganji)
تقویم را از برم!
فقط به یک بهانه؛
این که بدانی هر روز به مناسبتی خاص،
بیشتر از دیروز دوستت دارم...
#آصف_گنجی
۵ اسفند ۱۳۹۹
@AcefNevis
فقط به یک بهانه؛
این که بدانی هر روز به مناسبتی خاص،
بیشتر از دیروز دوستت دارم...
#آصف_گنجی
۵ اسفند ۱۳۹۹
@AcefNevis