◾چرا همه آلودگی است این شهر؟
🖋️خسرو صادقی بروجنی
✔️بحران آلودگی هوا از جمله بحرانهای کشور است که یک راه حل کاملاً اجتماعی و مشخص دارد. اما همچون اکثر بحرانهای دیگر فساد ساختاری و منافع طبقاتی مانع از حل آن میشود. در نهایت آن چه با آن روبرو هستیم، شعار است و شعار! بیلبوردها و بنرهای «آسمان آبی، زمین پاک» و لفاظیهای مبنی بر خصوصیسازی شرکتهای خودروسازی! آن چه غایب است یک راه حل اجتماعی و مردمی است که منافع اکثریت را دربردارد. مقاله زیر قدیمی است اما بحران، یک بحران سابقهدار است و راه حلهای آن نیز پیشتر ارائه شده است.
➖باید به راههای برون رفت از بحران آلودگی هوا فکر کرد. ابتدا باید مشخص شود با چه بحرانی روبرو هستیم و چه نتایج منفی در پی دارد (Naming). بحران آلودگی هوا نه تنها سلامتی شهروندان را تهدید میکند بلکه در حوزه کلان نیز آثار غیرتوسعه ای دارد و بهره وری و کارآمدی نظام مدیریتی کشور را کاهش میدهد.
در گام دوم ضمن تحلیل ریشهای بحران، باید از آدرسهای غلطی که داده می شود دوری گزید و ضمن آسیب شناسی دقیق، عوامل اصلی به وجود آورنده بحران شناسایی شوند (Blaming). و در گام آخر با بیان مطالبات، بدیل های وضعیت بحرانی موجود بیان شود (Claiming).
✔️حل بحران آلودگی هوا نیز همانند اکثر بحران های کشور نیازمند ایجاد یک سیستم نظارتی دموکراتیک، مردمی و شفاف در سطح کلان برای جلوگیری از هدررفت منابع اقتصادی، انسانی و زیست محیطی و مقابله با رانتها و امتیازاتی است که به اقشار و طبقات خاص داده میشود.
راهکارهایی مانند گسترش و بهبود کمی و کیفی حمل و نقل عمومی، کنترل تولید، توزیع و کیفیت خودرو و بنزین، توزیع عادلانه امکانات در مناطق کشور، کاهش جمعیت و تمرکززدایی از فعالیتها در پایتخت و شهرهای کلان و راهکارهای شهری و کلان دیگر فقط در گروی بهرهمندی از سیستم مذکور است. طبیعی است مادامی که منطق اقتصادی در یک ساختار رانتی بر منافع جمعی و عمومی مردم ارجحیت دارد، هر بحران اجتماعی، به مثابه یک فرصت سودآور برای لایه های ذینفع و ذی نفوذ جامعه تلقی میشود.
🖇️ متن کامل را اینجا بخوانید.
@Azegaar
#آلودگی_هوا
🖋️خسرو صادقی بروجنی
✔️بحران آلودگی هوا از جمله بحرانهای کشور است که یک راه حل کاملاً اجتماعی و مشخص دارد. اما همچون اکثر بحرانهای دیگر فساد ساختاری و منافع طبقاتی مانع از حل آن میشود. در نهایت آن چه با آن روبرو هستیم، شعار است و شعار! بیلبوردها و بنرهای «آسمان آبی، زمین پاک» و لفاظیهای مبنی بر خصوصیسازی شرکتهای خودروسازی! آن چه غایب است یک راه حل اجتماعی و مردمی است که منافع اکثریت را دربردارد. مقاله زیر قدیمی است اما بحران، یک بحران سابقهدار است و راه حلهای آن نیز پیشتر ارائه شده است.
➖باید به راههای برون رفت از بحران آلودگی هوا فکر کرد. ابتدا باید مشخص شود با چه بحرانی روبرو هستیم و چه نتایج منفی در پی دارد (Naming). بحران آلودگی هوا نه تنها سلامتی شهروندان را تهدید میکند بلکه در حوزه کلان نیز آثار غیرتوسعه ای دارد و بهره وری و کارآمدی نظام مدیریتی کشور را کاهش میدهد.
در گام دوم ضمن تحلیل ریشهای بحران، باید از آدرسهای غلطی که داده می شود دوری گزید و ضمن آسیب شناسی دقیق، عوامل اصلی به وجود آورنده بحران شناسایی شوند (Blaming). و در گام آخر با بیان مطالبات، بدیل های وضعیت بحرانی موجود بیان شود (Claiming).
✔️حل بحران آلودگی هوا نیز همانند اکثر بحران های کشور نیازمند ایجاد یک سیستم نظارتی دموکراتیک، مردمی و شفاف در سطح کلان برای جلوگیری از هدررفت منابع اقتصادی، انسانی و زیست محیطی و مقابله با رانتها و امتیازاتی است که به اقشار و طبقات خاص داده میشود.
راهکارهایی مانند گسترش و بهبود کمی و کیفی حمل و نقل عمومی، کنترل تولید، توزیع و کیفیت خودرو و بنزین، توزیع عادلانه امکانات در مناطق کشور، کاهش جمعیت و تمرکززدایی از فعالیتها در پایتخت و شهرهای کلان و راهکارهای شهری و کلان دیگر فقط در گروی بهرهمندی از سیستم مذکور است. طبیعی است مادامی که منطق اقتصادی در یک ساختار رانتی بر منافع جمعی و عمومی مردم ارجحیت دارد، هر بحران اجتماعی، به مثابه یک فرصت سودآور برای لایه های ذینفع و ذی نفوذ جامعه تلقی میشود.
🖇️ متن کامل را اینجا بخوانید.
@Azegaar
#آلودگی_هوا
سرخبوم/ اگر دانش اکولوژی حقیقتاً و بهراستی در کار مقابله با چالشها و بحرانهای دنیای امروز است به تحلیلِ مهم و برجستۀ مارکس از منطق مخربی که ذاتیِ انباشت نامحدود سرمایه است، نیاز دارد.
ایدۀ بنیادین اقتصاد سوسیالیستی، برخلاف کاریکاتورِ بوروکراتیکِ فاجعهبارِ آن [سوسیالیسم واقعاً موجود]، تولید ارزش مصرف و کالاهایی است که برای برآوردن نیازهای انسانی ضروری است. فراتر از آن، پیشرفت تکنیکی برای مارکس نه به معنای افزایش رشد نامحدود کالاها («داشتن») که کاستن از سیرِ آغاز و انجامِ کار (labour journey، زمان کار روزانه) و افزایش اوقات فراغت («بودن») است.
🖇️متن کامل را اینجا بخوانید
Sorkhboom.ir
@Azegaar
ایدۀ بنیادین اقتصاد سوسیالیستی، برخلاف کاریکاتورِ بوروکراتیکِ فاجعهبارِ آن [سوسیالیسم واقعاً موجود]، تولید ارزش مصرف و کالاهایی است که برای برآوردن نیازهای انسانی ضروری است. فراتر از آن، پیشرفت تکنیکی برای مارکس نه به معنای افزایش رشد نامحدود کالاها («داشتن») که کاستن از سیرِ آغاز و انجامِ کار (labour journey، زمان کار روزانه) و افزایش اوقات فراغت («بودن») است.
🖇️متن کامل را اینجا بخوانید
Sorkhboom.ir
@Azegaar
◾ یک ایران فدای اصفهان
➖ اجرای پروژههای انتقال آب از زاگرس به اصفهان با خودفروختگی مسئولان استانهای همجوار اصفهان ادامه دارد!
#نه_به_انتقال_آب_زاگرس
#زاگرس
@Azegaar
➖ اجرای پروژههای انتقال آب از زاگرس به اصفهان با خودفروختگی مسئولان استانهای همجوار اصفهان ادامه دارد!
#نه_به_انتقال_آب_زاگرس
#زاگرس
@Azegaar
◾بررسی پیامدهای ساخت سدهای ماندگان و سرتنگ شهید بر رودخانه ماربُر و منابع آبی اصفهان
◽رودخانه ماربُر در آستانه حذف از نقشه جغرافیایی ایران
🖋️بهمن ایزدی / پیام ما
✔️ایستگاه پمپاژ ماربُر در حوالی مورک، با هدف انتقال آب به اصفهان، چالشهای جدیدی در زمینه اکوسیستمهای طبیعی و تأمین آب برای کشاورزی و شرب در اصفهان ایجاد خواهد کرد
➖در روزهای اخیر رونمایی از سد مخزنی «سرتنگ شهید» در سرشاخه رود «ماربُر» در بخش «پادنا علیا» با حضور استاندار اصفهان، نماینده و فرماندار شهرستان سمیرم و برخی از مسئولین محلی انجام شد. قرار است با تحقق بهرهبرداری شبکه پمپاژ و انتقال آب رود ماربُر در حوالی روستای مورک و همچنین احداث سد غیرقانونی ماندگان که در منطقه استحفاظی دنا قرار دارد، نواحی خشک استان اصفهان سیراب شوند تا بعد از سد ماندگان، رودخانه ماربُر برای همیشه خشکی نواحی مرکزی اصفهان را تجربه کند. این تصمیمات عجولانه و غیرکارشناسی که فاقد ارزیابی محیطزیستی و مجوز از سازمان حفاظت محیطزیست هستند، به دور از مطالعات دقیق هیدرولوژیک، اکولوژیک و جامعهشناختی و بهطور غیرقانونی اجرا میشوند. تصمیماتی که ناشی از مدیریت سیاسی یا سیاستزده از شرایط اقلیمی اصفهان و شرایط بحرانی آن سامان و کشور است و درک واقعبینانهای از وضعیت اقتصاد معیشتی مردم سایر بومسازگان سرشاخههای زاگرس و مناطق پیرامونی آن ندارد و از نیاز بیومناحیههای گوناگون به نظام رطوبتی و شریانهای طبیعی رودها مهجور مانده است.
نگاه سیاستزده سبب شده است برای ایجاد شرایط اقتصاد صنعتی و کشاورزی افزونبر ظرفیت مناطق و مغایر با وضعیت اقلیمی اصفهان، ضمن بیتوجهی به دانش و تجربه اصفهانیان کهن که با شرایط اقلیمیاصفهان سازگاری داشتند و بهترین مدیریت حفاظت از منابع آب و خاک را با ایجاد اقتصاد معیشتی در زمینه کشاورزی و صنعت اعمال کردند، چندین دهه مدیران سازهمحور و سهلانگار، زنگ خطر بحران منابع پایه و محیطزیست را در آن خطه هنرپرور به صدا درآورند. آنها ناهنجاریهای موجود در مدیریت منابع آب کشور را نمیبینند یا نمیخواهند باور کنند. استان اصفهان دارای کارنامه بسیار منفی و مخربی در تنگناهای به وجود آورده است، بااینحال، مدیران همان روند مدیریت ناکارآمدشان از چند دهه پیش تا کنون را میپویند و بههمخوردگی شرایط زیستی در آن اقلیم خشک و نیمهخشک را باعث شدهاند. در چنین شرایط خطرناکی مشاهده میکنیم پدیده فرونشست در حال بلعیدن اصفهان است و همچنین آلودگی هوا فراتر از خط بحران، آن دیار را نابسامان کرده است.
🖇️متن کامل را اینجا بخوانید.
@Azegaar
#زاگرس
#انتقال_آب
#اصفهان
◽رودخانه ماربُر در آستانه حذف از نقشه جغرافیایی ایران
🖋️بهمن ایزدی / پیام ما
✔️ایستگاه پمپاژ ماربُر در حوالی مورک، با هدف انتقال آب به اصفهان، چالشهای جدیدی در زمینه اکوسیستمهای طبیعی و تأمین آب برای کشاورزی و شرب در اصفهان ایجاد خواهد کرد
➖در روزهای اخیر رونمایی از سد مخزنی «سرتنگ شهید» در سرشاخه رود «ماربُر» در بخش «پادنا علیا» با حضور استاندار اصفهان، نماینده و فرماندار شهرستان سمیرم و برخی از مسئولین محلی انجام شد. قرار است با تحقق بهرهبرداری شبکه پمپاژ و انتقال آب رود ماربُر در حوالی روستای مورک و همچنین احداث سد غیرقانونی ماندگان که در منطقه استحفاظی دنا قرار دارد، نواحی خشک استان اصفهان سیراب شوند تا بعد از سد ماندگان، رودخانه ماربُر برای همیشه خشکی نواحی مرکزی اصفهان را تجربه کند. این تصمیمات عجولانه و غیرکارشناسی که فاقد ارزیابی محیطزیستی و مجوز از سازمان حفاظت محیطزیست هستند، به دور از مطالعات دقیق هیدرولوژیک، اکولوژیک و جامعهشناختی و بهطور غیرقانونی اجرا میشوند. تصمیماتی که ناشی از مدیریت سیاسی یا سیاستزده از شرایط اقلیمی اصفهان و شرایط بحرانی آن سامان و کشور است و درک واقعبینانهای از وضعیت اقتصاد معیشتی مردم سایر بومسازگان سرشاخههای زاگرس و مناطق پیرامونی آن ندارد و از نیاز بیومناحیههای گوناگون به نظام رطوبتی و شریانهای طبیعی رودها مهجور مانده است.
نگاه سیاستزده سبب شده است برای ایجاد شرایط اقتصاد صنعتی و کشاورزی افزونبر ظرفیت مناطق و مغایر با وضعیت اقلیمی اصفهان، ضمن بیتوجهی به دانش و تجربه اصفهانیان کهن که با شرایط اقلیمیاصفهان سازگاری داشتند و بهترین مدیریت حفاظت از منابع آب و خاک را با ایجاد اقتصاد معیشتی در زمینه کشاورزی و صنعت اعمال کردند، چندین دهه مدیران سازهمحور و سهلانگار، زنگ خطر بحران منابع پایه و محیطزیست را در آن خطه هنرپرور به صدا درآورند. آنها ناهنجاریهای موجود در مدیریت منابع آب کشور را نمیبینند یا نمیخواهند باور کنند. استان اصفهان دارای کارنامه بسیار منفی و مخربی در تنگناهای به وجود آورده است، بااینحال، مدیران همان روند مدیریت ناکارآمدشان از چند دهه پیش تا کنون را میپویند و بههمخوردگی شرایط زیستی در آن اقلیم خشک و نیمهخشک را باعث شدهاند. در چنین شرایط خطرناکی مشاهده میکنیم پدیده فرونشست در حال بلعیدن اصفهان است و همچنین آلودگی هوا فراتر از خط بحران، آن دیار را نابسامان کرده است.
🖇️متن کامل را اینجا بخوانید.
@Azegaar
#زاگرس
#انتقال_آب
#اصفهان
پیام ما؛ رسانه توسعه پایدار ایران
رودخانه ماربُر در آستانه حذف از نقشه جغرافیایی ایران
نگاه سیاستزده سبب شده است برای ایجاد شرایط اقتصاد صنعتی و کشاورزی افزونبر ظرفیت مناطق و مغایر با وضعیت اقلیمی اصفهان، ضمن بیتوجهی به دانش و تجربه اصفهانیان کهن که با شرایط اقلیمیاصفهان سازگاری…
سرخبوم/ کمتر پیش میآید که افراد هنگام خرید کالا به زنجیره تولیدی آن توجه کنند، اما مسیری که یک کالا برای تولید و مصرف طی میکند، ممکن است سختترین کارها را با دستمزدهای ناچیز به کارگران تحمیل کند و آثار مخربی بر محیطزیست بر جای بگذارد. اگر چاقو را به دست جمعیتی بدهیم و وظیفه کشتار حیوانات را به آنها بسپاریم، بسیاری از افراد از مصرف گوشت صرفنظر خواهند کرد. به همین دلیل، افراد تمایل دارند این وظیفه به هیچوجه بر دوش کسانی غیر از کارگران کشتارگاهها نیفتد و زنجیره تولید نادیده گرفته شود. اما زنجیره تولید گوشت و محصولات دامی تنها با اِعمال خشونت علیه حیوانات همراه نیست، بلکه آسیبهای جدی به محیطزیست وارد میکند.
🖇️متن کامل را اینجا بخوانید.
sorkhboom.ir
@Azegaar
🖇️متن کامل را اینجا بخوانید.
sorkhboom.ir
@Azegaar
◾فرقه نکبت ایران و تجربه شیلی
🖋️محمدرضا جعفری
باز هم فرقه نکبت
باید زمانِ نه چندان زیادی میگذشت که به واسطه رسانههای دنیای آزاد و مقبولیت چهرههای راست افراطی و همهگیری فاشیسم فرهنگی و دنبالهروهای آنان در ایران (نشریات و رسانههای رنگارنگ کارگزارانیها و قوچانی)، از دوران خونبار دیکتاتوری ژنرال پینوشه چنان خونشویی شود که عصر فلاکت و دهشتِ او همچون نمونه والا و ناگزیر پیش روی مردم فرومانده و مستأصل نمایانده شود. اهالی فرقه نکبت در ایران او را تقدیس میکنند. در بخش آخر درباره این فرقه توضیح دادهام. حال شخصی از این اهالی با وارونهنمایی و دروغگویی، شوکدرمانی و خشونت همراه آن را درکشوری مانند شیلی راه چاره اقتصاد ایران معرفی میکند.
نامی که او از چین هم میبرد کاملا نافی استدلالهای اوست چراکه تجربه چین، نه شوکدرمانی منجر قتل و مرگومیر، که برنامهریزی درازمدت اقتصادی متمرکز-خوشهای با نظارت و کنترل کامل دولت و خصوصیسازی بخشی و دولتیماندن کلی اقتصاد بوده است که منجر به کاهش قابل توجه خط فقر و تعداد فقرا در این کشور شد. از این رو تجربه روبه جلوی چین با تجربه برآمده از مکتب شیکاگو و میلتون فریدمن بدنام و دستورالعملهای صندوق بینالمللی پول کاملاً متفاوت است.
او شوکدرمانی در آرژانتین را نام نمیبرد چون میداند به سرعت وضعیت وخیم پس از اصلاحات در این کشور پیش روی همه میآید.
حتی اگر آمار و دادههای تاریخی درباره نتایج اقتصادی تعدیل ساختاری و شوکدرمانی در اختیار نمیبود هم باز نمیشد از اجرای سیاستهایی دفاع کرد که از همان اول، وعدهدهندگانش وعده کشتار فرودستان را میدهند. ما با فرقهای مواجهیم که در برج عاج خود، آسوده از مرگ و هزینه جراحی اقتصادی حرف میزند.
تجربه شیلی
تجربه شیلی را از دومنظر میتوان به داوری نشست. یکی تجربه سیاسی حکومت کودتایی ژنرال پینوشه که منجر به قتلعام، شکنجه و ناپدیدسازی بسیاری از مردم شد. تجربه استادیوم سانتیاگو نمونهای از جنایات صورت گرفته در این دوران است. شوکدرمانی در شیلی با کودتای خونین علیه رئیسجمهور ملی و سوسیالیست این کشور اتفاق افتاد؛ کودتایی که فرقه نکبت آن را ضروری و لازم میداند.
منظر دوم اما آزادسازی کامل اقتصادی است به رهنمود فریدمن و صندوق بینالمللی پول که به انباشت بدهی، تعطیلی صنایع داخلی و نابرابری فزاینده و در برهههایی فروپاشی اقتصادی منجر شد. طی فرایند تعدیل ساختاری، خصوصیسازی، کاهش یارانه و خدمات اجتماعی، آزاد سازی نرخ ارز و کاهش کنترل دولت بر روی قیمتها اجرا شد. نرخ سرانه واقعی تولید ناخالص ملی شیلی از سال ۱۹۶۰ تا ۱۹۸۰، ۳۵ درصد رشد داشت. این رشد اقتصادی نه به صورت رشد وضعیت اقتصادی عمومی که به معنای تمرکز ثروت در دستان اقلیت سرمایهدار بود. همچنین تورم به شدت رو به کاهش نهاد و از ۵۰۸ درصد در سال ۱۹۷۳ به ۲۰ درصد در سال ۱۹۸۲ رسید. این موردی است که طرفداران بازارآزاد بر روی آن شدیداً مانور میدهند اما این نکته را نمیگویند این کاهش نه به معنای افزایش قدرت خرید مردم و رشد شاخصهای رفاهی که در اثر کاهش دستمزدها و کاهش هزینههای دولتی در بخش خدمات اجتماعی بود.
در همین دوره، نرخ بیکاری که در سال ۱۹۷۳ به میزان ۴/۳ درصد بود، در سال ۱۹۸۳ به ۳۳ درصد افزایش یافت و این در حالی بود که نرخ دستمزد واقعی ۴۰ درصد کاهش یافت. آمار رسمی بیکاری در ۱۹۸۲ به بالاترین حد، یعنی، ۲۰ درصد رسید. البته اگر به خاطر برنامه های اضطراری اشتغال آفرینی حکومت نظامی نبود که شدیداً نگران پیامدهای سیاسی بیکاری جدی بود، این رقم به ۳۰ درصد میرسید. میزان بدهی های شیلی افزایش یافت. در سال های پایانی دهه ۱۹۷۰ شیلی مقدار قابل توجهی بدهی خارجی بالا آورده بود. بدهی خارجی بخش خصوصی که در ۱۹۷۸، ۱.۶ میلیارد دلار بود، در ۱۹۸۱ به ۸.۱ میلیارد دلار افزایش یافت. اگرچه دولت ضامن این بدهی ها نبود، ولی به طور یک جانبه تصمیم گرفت که مسئولیت بازپرداخت بدهی های بخش خصوصی را تقبل نماید (کذب بودن افسانه عدم دخالت دولت در اقتصاد اینجاست که عیان میشود).
تبعات اولین گام آزاد سازی اقتصادی در شیلی در قالب برنامه های تعدیل ساختاری به شاخصهای کلان اقتصادی محدود نشد. بلکه شاخصهای رفاهی را نیز تحت تأثیر قرار داد. از جمله اینکه در این دوره شکاف طبقاتی افزایش یافت. در سال ۱۹۷۸، سهم ده درصد از ثروتمندترین اقشار جمعیت، ۳۷ درصد از درآمد ملی بود و ۵۰ درصد از فقیرترین بخشهای جمعیت نیز ۲۰ درصد از درآمدهای ملی را در اختیار داشتند. در ۱۹۸۸، سهم ده درصد از غنیترین اقشار به ۴۷ درصد درآمدها میرسید، ولی سهم ۵۰ درصد از فقیرترین بخشها به ۱۷ درصد کاهش یافت.
الگوهای مصرف جامعه نیز بر همین منوال تغییر کرد. در سال ۱۹۶۹، ۲۰ درصد از فقیرترین اقشار جمعیت، ۶.۷ درصد از تولیدات را مصرف کردند...
🖇️ادامه را در سرخبوم بخوانید.
@Azegaar
🖋️محمدرضا جعفری
باز هم فرقه نکبت
باید زمانِ نه چندان زیادی میگذشت که به واسطه رسانههای دنیای آزاد و مقبولیت چهرههای راست افراطی و همهگیری فاشیسم فرهنگی و دنبالهروهای آنان در ایران (نشریات و رسانههای رنگارنگ کارگزارانیها و قوچانی)، از دوران خونبار دیکتاتوری ژنرال پینوشه چنان خونشویی شود که عصر فلاکت و دهشتِ او همچون نمونه والا و ناگزیر پیش روی مردم فرومانده و مستأصل نمایانده شود. اهالی فرقه نکبت در ایران او را تقدیس میکنند. در بخش آخر درباره این فرقه توضیح دادهام. حال شخصی از این اهالی با وارونهنمایی و دروغگویی، شوکدرمانی و خشونت همراه آن را درکشوری مانند شیلی راه چاره اقتصاد ایران معرفی میکند.
نامی که او از چین هم میبرد کاملا نافی استدلالهای اوست چراکه تجربه چین، نه شوکدرمانی منجر قتل و مرگومیر، که برنامهریزی درازمدت اقتصادی متمرکز-خوشهای با نظارت و کنترل کامل دولت و خصوصیسازی بخشی و دولتیماندن کلی اقتصاد بوده است که منجر به کاهش قابل توجه خط فقر و تعداد فقرا در این کشور شد. از این رو تجربه روبه جلوی چین با تجربه برآمده از مکتب شیکاگو و میلتون فریدمن بدنام و دستورالعملهای صندوق بینالمللی پول کاملاً متفاوت است.
او شوکدرمانی در آرژانتین را نام نمیبرد چون میداند به سرعت وضعیت وخیم پس از اصلاحات در این کشور پیش روی همه میآید.
حتی اگر آمار و دادههای تاریخی درباره نتایج اقتصادی تعدیل ساختاری و شوکدرمانی در اختیار نمیبود هم باز نمیشد از اجرای سیاستهایی دفاع کرد که از همان اول، وعدهدهندگانش وعده کشتار فرودستان را میدهند. ما با فرقهای مواجهیم که در برج عاج خود، آسوده از مرگ و هزینه جراحی اقتصادی حرف میزند.
تجربه شیلی
تجربه شیلی را از دومنظر میتوان به داوری نشست. یکی تجربه سیاسی حکومت کودتایی ژنرال پینوشه که منجر به قتلعام، شکنجه و ناپدیدسازی بسیاری از مردم شد. تجربه استادیوم سانتیاگو نمونهای از جنایات صورت گرفته در این دوران است. شوکدرمانی در شیلی با کودتای خونین علیه رئیسجمهور ملی و سوسیالیست این کشور اتفاق افتاد؛ کودتایی که فرقه نکبت آن را ضروری و لازم میداند.
منظر دوم اما آزادسازی کامل اقتصادی است به رهنمود فریدمن و صندوق بینالمللی پول که به انباشت بدهی، تعطیلی صنایع داخلی و نابرابری فزاینده و در برهههایی فروپاشی اقتصادی منجر شد. طی فرایند تعدیل ساختاری، خصوصیسازی، کاهش یارانه و خدمات اجتماعی، آزاد سازی نرخ ارز و کاهش کنترل دولت بر روی قیمتها اجرا شد. نرخ سرانه واقعی تولید ناخالص ملی شیلی از سال ۱۹۶۰ تا ۱۹۸۰، ۳۵ درصد رشد داشت. این رشد اقتصادی نه به صورت رشد وضعیت اقتصادی عمومی که به معنای تمرکز ثروت در دستان اقلیت سرمایهدار بود. همچنین تورم به شدت رو به کاهش نهاد و از ۵۰۸ درصد در سال ۱۹۷۳ به ۲۰ درصد در سال ۱۹۸۲ رسید. این موردی است که طرفداران بازارآزاد بر روی آن شدیداً مانور میدهند اما این نکته را نمیگویند این کاهش نه به معنای افزایش قدرت خرید مردم و رشد شاخصهای رفاهی که در اثر کاهش دستمزدها و کاهش هزینههای دولتی در بخش خدمات اجتماعی بود.
در همین دوره، نرخ بیکاری که در سال ۱۹۷۳ به میزان ۴/۳ درصد بود، در سال ۱۹۸۳ به ۳۳ درصد افزایش یافت و این در حالی بود که نرخ دستمزد واقعی ۴۰ درصد کاهش یافت. آمار رسمی بیکاری در ۱۹۸۲ به بالاترین حد، یعنی، ۲۰ درصد رسید. البته اگر به خاطر برنامه های اضطراری اشتغال آفرینی حکومت نظامی نبود که شدیداً نگران پیامدهای سیاسی بیکاری جدی بود، این رقم به ۳۰ درصد میرسید. میزان بدهی های شیلی افزایش یافت. در سال های پایانی دهه ۱۹۷۰ شیلی مقدار قابل توجهی بدهی خارجی بالا آورده بود. بدهی خارجی بخش خصوصی که در ۱۹۷۸، ۱.۶ میلیارد دلار بود، در ۱۹۸۱ به ۸.۱ میلیارد دلار افزایش یافت. اگرچه دولت ضامن این بدهی ها نبود، ولی به طور یک جانبه تصمیم گرفت که مسئولیت بازپرداخت بدهی های بخش خصوصی را تقبل نماید (کذب بودن افسانه عدم دخالت دولت در اقتصاد اینجاست که عیان میشود).
تبعات اولین گام آزاد سازی اقتصادی در شیلی در قالب برنامه های تعدیل ساختاری به شاخصهای کلان اقتصادی محدود نشد. بلکه شاخصهای رفاهی را نیز تحت تأثیر قرار داد. از جمله اینکه در این دوره شکاف طبقاتی افزایش یافت. در سال ۱۹۷۸، سهم ده درصد از ثروتمندترین اقشار جمعیت، ۳۷ درصد از درآمد ملی بود و ۵۰ درصد از فقیرترین بخشهای جمعیت نیز ۲۰ درصد از درآمدهای ملی را در اختیار داشتند. در ۱۹۸۸، سهم ده درصد از غنیترین اقشار به ۴۷ درصد درآمدها میرسید، ولی سهم ۵۰ درصد از فقیرترین بخشها به ۱۷ درصد کاهش یافت.
الگوهای مصرف جامعه نیز بر همین منوال تغییر کرد. در سال ۱۹۶۹، ۲۰ درصد از فقیرترین اقشار جمعیت، ۶.۷ درصد از تولیدات را مصرف کردند...
🖇️ادامه را در سرخبوم بخوانید.
@Azegaar
سرخبوم/ مضمونی که در دستنوشتههای اولیۀ او وجود دارد، نمایی از تاریخ است که در آن استثمار کارگران و طبیعت دست به دست هم پیش میروند. از نظر مارکس، جامعۀ کمونیستی آینده تعارضهای میان انسانها و بین انسانها و طبیعت را حل خواهد کرد بهنحوی که مردم بتوانند نیازهای خود را در هماهنگی با یکدیگر و با بقیۀ طبیعت برآورده کنند.
🖇️متن کامل را اینجا بخوانید
Sorkhboom.ir
@Azegaar
🖇️متن کامل را اینجا بخوانید
Sorkhboom.ir
@Azegaar
سرخبوم/ حل مشکل فرسایش خاک، نیازمند تغییر اساسی در رویکرد ما نسبت به محیطزیست و منابع آن است؛ به شکلی که سوختوساز ما با طبیعت ترمیم پیدا کند. این تغییر، تنها با گذار به سیستمی عادلانهتر و پایدارتر، که در آن منافع اکثریت جامعه بر منافع سرمایهداران اولویت داشته باشد، ممکن است. نیاز به یک انقلاب در تفکر و عمل است که به جای بهرهکشی از طبیعت، به همزیستی مسالمتآمیز با آن بیندیشد.
در یک نظام تصمیمگیری شورایی با تمرکز بر مالکیت جمعی، برنامهریزی دموکراتیک و اولویت دادن به منافع اجتماعی و محیطزیستی، میتوان راهکار مؤثرتری برای حفاظت از خاک و محیطزیست ارائه داد.
🖇️ متن کامل را در سرخبوم بخوانید.
Sorkhboom.ir
@Azegaar
در یک نظام تصمیمگیری شورایی با تمرکز بر مالکیت جمعی، برنامهریزی دموکراتیک و اولویت دادن به منافع اجتماعی و محیطزیستی، میتوان راهکار مؤثرتری برای حفاظت از خاک و محیطزیست ارائه داد.
🖇️ متن کامل را در سرخبوم بخوانید.
Sorkhboom.ir
@Azegaar
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
◾ علیه دروغِ شوکدرمانی در چین که مشاور وزیر اقتصاد گفت!
✔️ظهور اقتصادی چین معمولاً به صورت یک داستان ساده ترسیم میشود: فقیر بود، «بازار آزاد» را اجرا کرد و اکنون ثروتمند است. اما این تصویر یک تصویر ساده است و دقیق نیست. ظهور چین انعکاسی از اجرایی نکردن دستورات ایدئولوژیک «شوک درمانی» (که صندوق بینالمللی پول و بانک جهانی تجویز میکنند)، در پیگیری سیاست صنعتیسازی سازی دولتی است.
شوکدرمانی را با تاسی از اقتصاددانان مکتب اتریش و شیکاگو ناجی کشور و در واقع ناجی سرمایهداران میدانند، سیاستی که به بحران معیشتی برای مردم منجر میشود.
گزارشی از Gravel_Institute
🖇️مطالعه مطلب مرتبط در اینجا
@Azegaar
#شوکدرمانی
#چین
✔️ظهور اقتصادی چین معمولاً به صورت یک داستان ساده ترسیم میشود: فقیر بود، «بازار آزاد» را اجرا کرد و اکنون ثروتمند است. اما این تصویر یک تصویر ساده است و دقیق نیست. ظهور چین انعکاسی از اجرایی نکردن دستورات ایدئولوژیک «شوک درمانی» (که صندوق بینالمللی پول و بانک جهانی تجویز میکنند)، در پیگیری سیاست صنعتیسازی سازی دولتی است.
شوکدرمانی را با تاسی از اقتصاددانان مکتب اتریش و شیکاگو ناجی کشور و در واقع ناجی سرمایهداران میدانند، سیاستی که به بحران معیشتی برای مردم منجر میشود.
گزارشی از Gravel_Institute
🖇️مطالعه مطلب مرتبط در اینجا
@Azegaar
#شوکدرمانی
#چین
سرخبوم/ باید دانست سدسازی و انتقال آب، هم دارای پیامدهای اقتصادی است هم اجتماعی و از پیشرانههای اصلی و تاثیرگذار آن، مناسبات “اقتصادسیاسی” و “توزیع منافع مالی” میان گروههای وابسته است. تنها چند شرکت خاص از مزایای نجومی ساخت سازههای عظیم منتفع میشوند. در مواجهه با فنسالاران تکنوکرات و آبسالاران سدساز باید با قاطعیت در سمت محیط زیست ایستاد، تا اینکه تن به توجیهاتی چون “سد مثل چاقو است” یا “عملکردی چون عمل جراحی دارد” داد. به قیاس هم که باشد، سد برای طبیعت مانند تبر است برای درخت.
🖇️متن کامل را اینجا بخوانید/ بازنشر
@Azegaar
🖇️متن کامل را اینجا بخوانید/ بازنشر
@Azegaar
◾میدانید چرا آتشسوزیهای کالیفرنیا کنترل نمیشوند؟
✔️به سادگی به این دلیل دولت ایالات متحده ترجیح میدهد جنگنده، بمبافکن و هلیکوپترهای تهاجمی تولید کند و نه هواپیماهای اطفای حریق! ارتش ایالات متحده بیش از ۶۶۰۰ هواپیما و هلیکوپتر نظامی و تنها حدود ۵۵۰ هواپیما و هلیکوپتر اطفای حریق دارد (شامل تمام بخشهای خصوصی و دولتی).
بله، آنها ادعا میکنند که "باد" و "خشکسالی" کنترل آتشسوزی را دشوارتر میکند، اما اعداد فوق نشان میدهند که چطور آنها میتوانند همزمان دهها ساختمان غیرنظامی را در یک ثانیه بمباران کنند، اما نمیتوانند آب و مواد شیمیایی اطفای حریق را بر روی چند نقطه بهطور همزمان ریخته و آتش را بهطرز موثری اطفا کنند.
۱۳۴ سال پیش، آتشسوزی بزرگ شیکاگو بیش از ۱۷۰۰۰ ساختمان را در مدت کوتاهی بلعید. به دلیل وزش "باد" دولت قادر به کنترل آن نبود؛ و اکنون، پس از گذشت بیش از یک قرن، آنها هنوز "نمیتوانند آتش را کنترل کنند،" و ادعا میکنند که "باد این کار را دشوار میکند."
آنها توانستهاند ماشینآلات نظامی و تسلیحاتی پیشرفته تولید کنند، اما هنوز قادر به توسعه فناوری برای مقابله با باد و آتش نیستند!
لازم به ذکر است که کالیفرنیا هر سال چندین آتشسوزی را تجربه میکند، و دولت این را میداند؛ اما هنوز، ارسال پول برای حفظ رژیم آپارتاید در اسرائیل و اختصاص صدها میلیارد دلار به ماشین جنگی در هر سال برای آنها مهمتر از بهداشت، مسکن و حفاظت از شهروندان و خانههایشان است./ کسری تبریزی
➖چنین ناکارآمدیهایی نتیجۀ بلافصل منطق خصوصیسازی و ایدئولوژی بازار آزاد است. جایی که به نام کوچکسازی دولت، از خدمات و هزینههای اجتماعی دولت کاسته شده، مالیات بر ثروت کاهش یافته و دست دولت برای تدارک اقدامات پیشگیرانه و حفاظتی و امدادی بسته میشود (بهعنوان مثال سال گذشته شهردار لسآنجس بودجۀ آتشنشانی را ۱۸ میلیون دلار کاهش داد). منطق بازار حکم میکند که جلوی هزینههای نالازم و غیرضروری، از دید سرمایه، گرفته شود. و بر طبق همین منطق، ساکنان مرفه این مناطق هم خود هزینه در تدارک ابزار و وسایل حفاظتی و امدادی نکردهاند و تنها دلخوش به بیمههای گرانقیمت خصوصی بودهاند که تنها ضرر پس از حادثه را جبران میکند.
بیچاره اما طبیعتی که بازار آزاد و منافع خصوصی، چنین بیحفاظ در مقابل بلایا و حوادث، رهایش کردهاند تا به درد خود بسوزد. و بیچاره فرودستان.../ آزگار
@Azegaar
✔️به سادگی به این دلیل دولت ایالات متحده ترجیح میدهد جنگنده، بمبافکن و هلیکوپترهای تهاجمی تولید کند و نه هواپیماهای اطفای حریق! ارتش ایالات متحده بیش از ۶۶۰۰ هواپیما و هلیکوپتر نظامی و تنها حدود ۵۵۰ هواپیما و هلیکوپتر اطفای حریق دارد (شامل تمام بخشهای خصوصی و دولتی).
بله، آنها ادعا میکنند که "باد" و "خشکسالی" کنترل آتشسوزی را دشوارتر میکند، اما اعداد فوق نشان میدهند که چطور آنها میتوانند همزمان دهها ساختمان غیرنظامی را در یک ثانیه بمباران کنند، اما نمیتوانند آب و مواد شیمیایی اطفای حریق را بر روی چند نقطه بهطور همزمان ریخته و آتش را بهطرز موثری اطفا کنند.
۱۳۴ سال پیش، آتشسوزی بزرگ شیکاگو بیش از ۱۷۰۰۰ ساختمان را در مدت کوتاهی بلعید. به دلیل وزش "باد" دولت قادر به کنترل آن نبود؛ و اکنون، پس از گذشت بیش از یک قرن، آنها هنوز "نمیتوانند آتش را کنترل کنند،" و ادعا میکنند که "باد این کار را دشوار میکند."
آنها توانستهاند ماشینآلات نظامی و تسلیحاتی پیشرفته تولید کنند، اما هنوز قادر به توسعه فناوری برای مقابله با باد و آتش نیستند!
لازم به ذکر است که کالیفرنیا هر سال چندین آتشسوزی را تجربه میکند، و دولت این را میداند؛ اما هنوز، ارسال پول برای حفظ رژیم آپارتاید در اسرائیل و اختصاص صدها میلیارد دلار به ماشین جنگی در هر سال برای آنها مهمتر از بهداشت، مسکن و حفاظت از شهروندان و خانههایشان است./ کسری تبریزی
➖چنین ناکارآمدیهایی نتیجۀ بلافصل منطق خصوصیسازی و ایدئولوژی بازار آزاد است. جایی که به نام کوچکسازی دولت، از خدمات و هزینههای اجتماعی دولت کاسته شده، مالیات بر ثروت کاهش یافته و دست دولت برای تدارک اقدامات پیشگیرانه و حفاظتی و امدادی بسته میشود (بهعنوان مثال سال گذشته شهردار لسآنجس بودجۀ آتشنشانی را ۱۸ میلیون دلار کاهش داد). منطق بازار حکم میکند که جلوی هزینههای نالازم و غیرضروری، از دید سرمایه، گرفته شود. و بر طبق همین منطق، ساکنان مرفه این مناطق هم خود هزینه در تدارک ابزار و وسایل حفاظتی و امدادی نکردهاند و تنها دلخوش به بیمههای گرانقیمت خصوصی بودهاند که تنها ضرر پس از حادثه را جبران میکند.
بیچاره اما طبیعتی که بازار آزاد و منافع خصوصی، چنین بیحفاظ در مقابل بلایا و حوادث، رهایش کردهاند تا به درد خود بسوزد. و بیچاره فرودستان.../ آزگار
@Azegaar
سرخبوم / سرمایهداری دههها به ما مژده داده که با کلاه جادویی تکنولوژیهای سبز خود در لحظه آخر ناجیتان هستم. اما امروز در دل یکی از صنعتیترین و ثروتمندترین کشورها و در شهری به این پیشرفتگی، شاهد این هستیم که پیامدهای تغییر اقلیم چگونه میتواند فجایع محیط زیستی، اجتماعی و اقتصادی به بار بیاورد و آمریکای پیشرفته هم جلوی آن آچمز شود؟
واقعیت این است که پیشرفت تکنولوژی، بدون دست بردن به ریشههای وضع موجود، نمیتواند مانع از وقوع چنین حوادث و مقابله با پیامدهای آن شود. در همین شرایط کنونی یک از دلایل ناکارآمدی، نه دستپیدا نکردن انسان به تکنولوژی، بلکه نبود بودجه و امکانات کافی برای استفاده از فناوری و نیروی کافی برای مقابله با آتشسوزی، آن هم در یکی از ثروتمندترین مناطق دنیا بود.
در ایالت کالیفرنیا شرکتهای سوخت فسیلی از معافیت مالیاتی سود میبرند که این ایالت را از دریافت حداکثر ۱۴۶ میلیون دلار درآمد سالانه محروم میکند؛ درآمدی که میتوانست برای مقابله با آتشسوزیهای ناشی از تغییرات اقلیمی مانند آتشسوزیای که در حال حاضر در لس آنجلس در حال گسترش است، استفاده شود.
🖇️متن کامل را اینجا بخوانید
@Azegaar
واقعیت این است که پیشرفت تکنولوژی، بدون دست بردن به ریشههای وضع موجود، نمیتواند مانع از وقوع چنین حوادث و مقابله با پیامدهای آن شود. در همین شرایط کنونی یک از دلایل ناکارآمدی، نه دستپیدا نکردن انسان به تکنولوژی، بلکه نبود بودجه و امکانات کافی برای استفاده از فناوری و نیروی کافی برای مقابله با آتشسوزی، آن هم در یکی از ثروتمندترین مناطق دنیا بود.
در ایالت کالیفرنیا شرکتهای سوخت فسیلی از معافیت مالیاتی سود میبرند که این ایالت را از دریافت حداکثر ۱۴۶ میلیون دلار درآمد سالانه محروم میکند؛ درآمدی که میتوانست برای مقابله با آتشسوزیهای ناشی از تغییرات اقلیمی مانند آتشسوزیای که در حال حاضر در لس آنجلس در حال گسترش است، استفاده شود.
🖇️متن کامل را اینجا بخوانید
@Azegaar
◾آیا ارز نیمایی رانت است؟
◽درباره ارز توافقی
1️⃣ تا پیش از حذف ارز نیمایی، تولیدکنندگان فولاد و پتروشیمیها و... ارز حاصل از فروش کالای خود را در بازار جهانی، به حسابی در بانک مرکزی واریز میکردند و بانک مرکزی با تعیین حدود ۴۲ هزار تومان به ازای یک دلار، به نام ارز نیمایی، معادل ریالی ارز را به صاحب ارز (صادرکنندۀ محصول) پرداخت مینمود.
مثلا اگر پتروشیمی اوره آمونیاک تولیدی خود را در بازار جهانی به قیمت یک میلیون دلار فروخته باشد، بانک مرکزی ۴۲ میلیارد تومان به وی میپرداخت. با حذف ارز نیمایی صادرکننده، ارز خود را به بانک مرکزی تحویل نمیدهد و آن را در تالار بورس به قیمت هر دلار ۶۲ هزار تومان میفروشد، یعنی از این به بعد مالک پتروشیمی اوره آمونیاک ۶۲ میلیارد تومان پول به دست میآورد که ۲۰ میلیارد تومان بیشتر از قبل است. این یعنی حذف اقتصاد دستوری به خواست اتاق بازرگانی و به دست وزارت اقتصاد پزشکیان و جایگزینی اقتصاد بازار آزاد.
2️⃣ اصلاحطلبان هربار با ادعای حذف رانت به نفع اقشار ضعیف جامعه و نیاز به عدم دخالت دولت در تعیین نرخ ارز به میدان میآیند و خواهان حذف ارز نیمایی و سپردن قیمتها به بازار هستند.
صادرکنندگان محصولات پتروشیمی و فولاد و مس و سایر معادن پس از فروش محصول خود در بازار جهانی به دلار ، ارز حاصل از فروش محصول خود را به تالار بورس آورده و حراج میکنند. نکتۀ مهم این است که این تولیدکنندگان، هزینههای جاری خود را مانند مزد کارگران، آب و برق و گاز و نفت، که کالاهاییاند ملی یا انفال، با قیمت ارزان، با یارانه و به ریال پرداخت میکنند، اما با حذف ارز نیمایی، حال خود به قیمت دلخواه آوردۀ دلار را به فروش میرسانند.
3️⃣ دیدیم که اصلاحطلبان و اتاق بازرگانی و رسانههای مزدور و نئولیبرالهای ریشدار و بدون ریش با شعار فریبکارانه اجرای عدالت و حذف رانت به میدان آمدند و ارز نیمایی را که از دید آنها رانت بود حذف کردند و نام آن را به ارز توافقی تغییر دادند. توافقی سودآور از سفره مردم به نفع سرمایهداران. اثرات تورمی ارز در بازار و در جامعه توافقی اکنون قابل مشاهده است.
آیا رانت از بین رفته؟
4️⃣ در حال حاضر ارز توافقی در بورس ۶۴ هزار تومان است و ارز آزاد در حدود ۸۲ هزار تومان. این به مفهوم این است که رانت به یک کانال بالاتر منتقل شده است چراکه پیش از این ارز نیمایی حدود ۴۰ هزار تومان و ارز آزاد ۵۸ هزار تومان بود ، تفاوت قیمت ۱۸ هزار تومان در هر دو حالت وجود دارد!
حال سؤال این است: تأثیرات رانتی را که نئولیبرالهای وطنی میگویند حذف شده است در کجا باید دید؟
کاهش قیمت خدمات یا کالاها؟ یا افزایش در آمد؟ یا کسری بودجه دولت؟ یا در نرخ ارز قاچاق؟
واقعیت اما این است که هیچکدام از این موارد اتفاق نیفتاده است بلکه تنها به افزایش تورم و گرانتر شدن کالاها منجر شده است./
منبع: بعضی صفحات در اینستاگرام
@Azegaar
🖇️ بخش پسین
#ارز_نیمایی
◽درباره ارز توافقی
1️⃣ تا پیش از حذف ارز نیمایی، تولیدکنندگان فولاد و پتروشیمیها و... ارز حاصل از فروش کالای خود را در بازار جهانی، به حسابی در بانک مرکزی واریز میکردند و بانک مرکزی با تعیین حدود ۴۲ هزار تومان به ازای یک دلار، به نام ارز نیمایی، معادل ریالی ارز را به صاحب ارز (صادرکنندۀ محصول) پرداخت مینمود.
مثلا اگر پتروشیمی اوره آمونیاک تولیدی خود را در بازار جهانی به قیمت یک میلیون دلار فروخته باشد، بانک مرکزی ۴۲ میلیارد تومان به وی میپرداخت. با حذف ارز نیمایی صادرکننده، ارز خود را به بانک مرکزی تحویل نمیدهد و آن را در تالار بورس به قیمت هر دلار ۶۲ هزار تومان میفروشد، یعنی از این به بعد مالک پتروشیمی اوره آمونیاک ۶۲ میلیارد تومان پول به دست میآورد که ۲۰ میلیارد تومان بیشتر از قبل است. این یعنی حذف اقتصاد دستوری به خواست اتاق بازرگانی و به دست وزارت اقتصاد پزشکیان و جایگزینی اقتصاد بازار آزاد.
2️⃣ اصلاحطلبان هربار با ادعای حذف رانت به نفع اقشار ضعیف جامعه و نیاز به عدم دخالت دولت در تعیین نرخ ارز به میدان میآیند و خواهان حذف ارز نیمایی و سپردن قیمتها به بازار هستند.
صادرکنندگان محصولات پتروشیمی و فولاد و مس و سایر معادن پس از فروش محصول خود در بازار جهانی به دلار ، ارز حاصل از فروش محصول خود را به تالار بورس آورده و حراج میکنند. نکتۀ مهم این است که این تولیدکنندگان، هزینههای جاری خود را مانند مزد کارگران، آب و برق و گاز و نفت، که کالاهاییاند ملی یا انفال، با قیمت ارزان، با یارانه و به ریال پرداخت میکنند، اما با حذف ارز نیمایی، حال خود به قیمت دلخواه آوردۀ دلار را به فروش میرسانند.
3️⃣ دیدیم که اصلاحطلبان و اتاق بازرگانی و رسانههای مزدور و نئولیبرالهای ریشدار و بدون ریش با شعار فریبکارانه اجرای عدالت و حذف رانت به میدان آمدند و ارز نیمایی را که از دید آنها رانت بود حذف کردند و نام آن را به ارز توافقی تغییر دادند. توافقی سودآور از سفره مردم به نفع سرمایهداران. اثرات تورمی ارز در بازار و در جامعه توافقی اکنون قابل مشاهده است.
آیا رانت از بین رفته؟
4️⃣ در حال حاضر ارز توافقی در بورس ۶۴ هزار تومان است و ارز آزاد در حدود ۸۲ هزار تومان. این به مفهوم این است که رانت به یک کانال بالاتر منتقل شده است چراکه پیش از این ارز نیمایی حدود ۴۰ هزار تومان و ارز آزاد ۵۸ هزار تومان بود ، تفاوت قیمت ۱۸ هزار تومان در هر دو حالت وجود دارد!
حال سؤال این است: تأثیرات رانتی را که نئولیبرالهای وطنی میگویند حذف شده است در کجا باید دید؟
کاهش قیمت خدمات یا کالاها؟ یا افزایش در آمد؟ یا کسری بودجه دولت؟ یا در نرخ ارز قاچاق؟
واقعیت اما این است که هیچکدام از این موارد اتفاق نیفتاده است بلکه تنها به افزایش تورم و گرانتر شدن کالاها منجر شده است./
منبع: بعضی صفحات در اینستاگرام
@Azegaar
🖇️ بخش پسین
#ارز_نیمایی
◾نتیجه حذف ارز نیمایی
◽ درباره ارز توافقی
5️⃣ مطابق با آمار اتاق بازرگانی سالانه ۳۸ میلیارد دلار صادرات مواد غیرنفتی داریم. اگر تولیدکنندگان فولاد و پتروشیمی ۳۸ میلیارد دلار را مطابق با روش قبل تحویل بانک مرکزی دهند بانک مرکزی به نرخ نیمایی هر دلار ۴۰ هزارتومان محاسبه و بابت ۳۸ میلیارد دلار مبلغ ۱۵۰۰ همت نصیب صادرکننده میشد. با برداشته شدن ارز نیمایی و شکلگیری ارز توافقی در بورس با فروش هر دلار به قیمت ۶۶ هزار تومان، مبلغ ۲۵۰۰ همت نصیب صادرکننده میشود، یعنی با تغییرات جدید و برداشته شدن ارز نیمایی، مبلغ ۱۰۰۰ همت از خزانه دولت کم شده و به جیب صادرکنندگان خام فروش رفته، ضمن اینکه نقدینگی افزایش یافته و تورم بیشتر شده و در نتیجه سفره مردم خالیتر شده است.
همچنین ادعا میشود رانت دلار نیمایی به قیمت 42هزار تومان که به برخی از واردکنندگان داده میشد اکنون از بین رفته و 700 همت در خزانه باقی میماند، پس اگر این ادعا راست باشد در 1403 نباید دولت با کسری بودجه مواجه میشد، ولی شده است! این پول کجا رفته جز دلالان و سرمایهداران دیگر؟!
6️⃣ دولت ضامن حفظ ارزش پول ملی هر کشور است، در اقتصادی که پول بهعنوان یک کالا قیمتگذاری میشود، دلارِ حاصل از فروشِ منابع ملی مانند فولاد و آهن و مواد معدنی و نفت و مشتقات آن متعلق به ۸۵ میلیون ایرانی است که با آب و برق و گاز و نیروی کار ارزان تولید شده است، نصیبِ عدهای سرمایهدار رانتخوار میشود که ارز را با نرخ توافقی دور از چشم مردم بین خود خرید و فروش میکنند. این یک جنایت و سرقت سیستماتیک است.
7️⃣ نرخ ارز باید ثابت باشد یا شناور؟
۱ - بانک جهانی توصیه میکند اگر کشوری تراز مالی مثبتی دارد (یعنی صادراتش بیش از واردات باشد) میتواند نرخ ارز شناور داشته باشد، ولی اگر همان کشور تحریم باشد (مثل ایران) تثبیت نرخ ارز را توصیه میکند.
٢ - علم اقتصاد و تمام اقتصاد دانان چه طرفداران ارز ثابت و یا شناور بر تک نرخی بودن ارز تاکید و ترجیح دارند، برای تحقق این امر نظارت بانک مرکزی بر واردات ارز الزامی است.
بردن ارز در بورس و قیمتگذاری توافقی بین سرمایهداران ، اقدامی است در راستای ایجاد دلالی و فساد ارزی و عدم شفافیت و در نهایت دو نرخی شدن و تورم و حذف حاکمیت ملی بر ارز. اقدام بانک مرکزی با توافق اتاق بازرگانی مبنی بر عرضه ارز در بورس و حراج پول ملی، عملی است غارتگرانه و خائنانه، به این مفهوم که هم به داراییهای ملت در خزانه دولت ضربه و دستبرد میزند و هم تورم ایجاد میکند، و تورم یعنی سرقت از جیب مردم./
منبع: بعضی صفحات در اینستاگرام
@Azegaar
🖇️ بخش پیشین
#ارز_نیمایی
◽ درباره ارز توافقی
5️⃣ مطابق با آمار اتاق بازرگانی سالانه ۳۸ میلیارد دلار صادرات مواد غیرنفتی داریم. اگر تولیدکنندگان فولاد و پتروشیمی ۳۸ میلیارد دلار را مطابق با روش قبل تحویل بانک مرکزی دهند بانک مرکزی به نرخ نیمایی هر دلار ۴۰ هزارتومان محاسبه و بابت ۳۸ میلیارد دلار مبلغ ۱۵۰۰ همت نصیب صادرکننده میشد. با برداشته شدن ارز نیمایی و شکلگیری ارز توافقی در بورس با فروش هر دلار به قیمت ۶۶ هزار تومان، مبلغ ۲۵۰۰ همت نصیب صادرکننده میشود، یعنی با تغییرات جدید و برداشته شدن ارز نیمایی، مبلغ ۱۰۰۰ همت از خزانه دولت کم شده و به جیب صادرکنندگان خام فروش رفته، ضمن اینکه نقدینگی افزایش یافته و تورم بیشتر شده و در نتیجه سفره مردم خالیتر شده است.
همچنین ادعا میشود رانت دلار نیمایی به قیمت 42هزار تومان که به برخی از واردکنندگان داده میشد اکنون از بین رفته و 700 همت در خزانه باقی میماند، پس اگر این ادعا راست باشد در 1403 نباید دولت با کسری بودجه مواجه میشد، ولی شده است! این پول کجا رفته جز دلالان و سرمایهداران دیگر؟!
6️⃣ دولت ضامن حفظ ارزش پول ملی هر کشور است، در اقتصادی که پول بهعنوان یک کالا قیمتگذاری میشود، دلارِ حاصل از فروشِ منابع ملی مانند فولاد و آهن و مواد معدنی و نفت و مشتقات آن متعلق به ۸۵ میلیون ایرانی است که با آب و برق و گاز و نیروی کار ارزان تولید شده است، نصیبِ عدهای سرمایهدار رانتخوار میشود که ارز را با نرخ توافقی دور از چشم مردم بین خود خرید و فروش میکنند. این یک جنایت و سرقت سیستماتیک است.
7️⃣ نرخ ارز باید ثابت باشد یا شناور؟
۱ - بانک جهانی توصیه میکند اگر کشوری تراز مالی مثبتی دارد (یعنی صادراتش بیش از واردات باشد) میتواند نرخ ارز شناور داشته باشد، ولی اگر همان کشور تحریم باشد (مثل ایران) تثبیت نرخ ارز را توصیه میکند.
٢ - علم اقتصاد و تمام اقتصاد دانان چه طرفداران ارز ثابت و یا شناور بر تک نرخی بودن ارز تاکید و ترجیح دارند، برای تحقق این امر نظارت بانک مرکزی بر واردات ارز الزامی است.
بردن ارز در بورس و قیمتگذاری توافقی بین سرمایهداران ، اقدامی است در راستای ایجاد دلالی و فساد ارزی و عدم شفافیت و در نهایت دو نرخی شدن و تورم و حذف حاکمیت ملی بر ارز. اقدام بانک مرکزی با توافق اتاق بازرگانی مبنی بر عرضه ارز در بورس و حراج پول ملی، عملی است غارتگرانه و خائنانه، به این مفهوم که هم به داراییهای ملت در خزانه دولت ضربه و دستبرد میزند و هم تورم ایجاد میکند، و تورم یعنی سرقت از جیب مردم./
منبع: بعضی صفحات در اینستاگرام
@Azegaar
🖇️ بخش پیشین
#ارز_نیمایی
سرخبوم/ هنگامی که بحث استفاده از فناوری در کاهش آسیبها بر محیطزیست یا برای جلوگیری از گرمایش جهانی به میان میآید مرادْ آن تکنولوژیها و آن روشهای فنی-علمی است که در نقش ابرقهرمان هر آن آسیب و تخریبِ بشرزاد را که شیوهی تولید وُ مصرف و سبک زندگیِ فعلی و جاری بر طبیعت و بر زندگی اجتماعی میگذارد متوقف کرده، با وارونسازیِ آنها، امکان تداوم اَشکالِ موجود وُ مخربِ تولید وُ مصرف را میسر سازد. انسان مدرن امروزی، به تکنولوژیِ آتی، به چشم جادویی مینگرد که هم وجداناش را راحت میگذارد از باب نگرانی برای حیات، و هم از زحمتِ تغییر وُ تحولِ ساختاری معافاش میدارد.
دلخوش کردن به آن فناوری نهایی، آن روش تکنولوژیک غایی برای آن که به جای ما، به جای اقدام جمعی در تحول ساختار جامعه، ناجیِ ما و آینده و سیارهمان باشد به معنای از بین رفتن زمان حیاتی و ضروری برای مقابله با فروداشتِ زیستبومِ سیاره است و ریسک از دست دادن آینده و همهچیز. فناوری تنها زمانی به کار میآید که ساختاری عدالتمحور، بومگرا و اخلاقی و انسانی آن را به کار گیرد.
🖇️متن کامل را اینجا بخوانید
Sorkhboom.ir
@Azegaar
دلخوش کردن به آن فناوری نهایی، آن روش تکنولوژیک غایی برای آن که به جای ما، به جای اقدام جمعی در تحول ساختار جامعه، ناجیِ ما و آینده و سیارهمان باشد به معنای از بین رفتن زمان حیاتی و ضروری برای مقابله با فروداشتِ زیستبومِ سیاره است و ریسک از دست دادن آینده و همهچیز. فناوری تنها زمانی به کار میآید که ساختاری عدالتمحور، بومگرا و اخلاقی و انسانی آن را به کار گیرد.
🖇️متن کامل را اینجا بخوانید
Sorkhboom.ir
@Azegaar
Forwarded from نقد اقتصاد سیاسی
با کالاییزدایی از مایحتاج و خدمات ضروری، میتوانیم کمبود مصنوعی را از بین ببریم و فراوانی عمومی را تضمین کنیم، نیکزیستیِ انسان را از رشد جدا کنیم و فشارهای رشدگرا را کاهش دهیم.
____________
👈متن کامل
____________
👈متن کامل
Forwarded from نقد اقتصاد سیاسی
🔸جدیدترین شمارهی کتاب ماه «نقد اقتصاد سیاسی» در 473 صفحه منتشر شد. در این شماره مجموعهی متنوعی از یادداشتها و مقالات در بزرگداشت غلامحسین ساعدی، طرح و نقد دیدگاههای نظری چپ، مباحث نظری، مسایل خاورمیانه، مطالعات محیطزیستی و مطالعات جنسیت و زنان، و… منتشر شده است.
____________
🔸همکاران این شماره (به ترتیب الفبا):
حامد اصغرزاده، اعظم اصلانی، امین بزرگیان، گلیتا حسینپور اصفهانی، رضا جاسکی، محمدرضا جعفری، هیمن رحیمی، نوید سلاجقه، احسان شایانفرد، ساسان صدقینیا، لاله عنبری، فریبرز فرشیم، سوزان کریمی، یوسف کهن، عادل مستوفی، محمدمهدی مشایخی، هوشمند مشایخی، سبا معمار، دریا موسوی، نیما نخعی، کامران نیری،...
___________
🔸برای دریافت نسخهی پیدیاف به پیوند زیر یا پست بعد مراجعه فرمایید.
👈کتاب ماه نقد اقتصاد سیاسی
____________
🔸همکاران این شماره (به ترتیب الفبا):
حامد اصغرزاده، اعظم اصلانی، امین بزرگیان، گلیتا حسینپور اصفهانی، رضا جاسکی، محمدرضا جعفری، هیمن رحیمی، نوید سلاجقه، احسان شایانفرد، ساسان صدقینیا، لاله عنبری، فریبرز فرشیم، سوزان کریمی، یوسف کهن، عادل مستوفی، محمدمهدی مشایخی، هوشمند مشایخی، سبا معمار، دریا موسوی، نیما نخعی، کامران نیری،...
___________
🔸برای دریافت نسخهی پیدیاف به پیوند زیر یا پست بعد مراجعه فرمایید.
👈کتاب ماه نقد اقتصاد سیاسی
Forwarded from نقد اقتصاد سیاسی
monthly 41.pdf
6.9 MB
فایل پیدیاف کامل کتاب ماه «نقد اقتصاد سیاسی»، شمارهی 41
◾آب ایران برای اصفهان
◽۱۵ طرح برای انتقال آب از سرشاخههای کارون تاکنون برنامهریزی شده است.
🖋️نادره وائلیزاده/ پیام ما
✔️طبق بررسیها بیش از ۸۰ درصد پروژههای وزارت نیرو فاقد مجوز محیطزیستی اعلام شدند؛ مشکلی که بهنظر میرسد دامن کارون را هم گرفته است. حالا قرار است سد شهید (سد ماربر) روی رودخانه ماربر از سرشاخههای کارون ساخته شود. همچنین، سد ماندگان نیز از قرار معلوم بر روی رودخانه ماربر و در ذخیرهگاه زیستکره و منطقه حفاظتشده دنا احداث میشود. طرحهای انتقال آبی که زخمهای ترمیم نشدنی بر پیکر کارون هستند.
از نخستین طومار خوزستانیها برای نجات کارون بیش از دو دهه میگذرد. «ما کارون را نجات میدهیم»، «کارون جان ماست» شعارهای زنجیرههای انسانی کارون هم تاکنون راه به جایی نبرده است. با ادامه سدسازی و طرحهای انتقال آب از سرشاخههای کارون در زاگرس، حالا کارزارهای اعتراضی هم به راه افتاده است. آخرین آنها در مخالفت با «سد شهید» که سیزدهمین طرح انتقال آب از سرشاخههای کارون بهشمار میآید. درصورت اجرای این طرحها کمیت و کیفیت آب در خوزستان تحتتأثیر قرار میگیرد. با کاهش دبی کارون تولید برقابی و کشاورزی با مشکل مواجه میشود.
سد شهید (سد ماربر) قرار است روی رودخانه ماربر از سرشاخههای کارون ساخته شود. آنطور که سایت شرکت آبمنطقهای استان فارس اعلام کرده است، این سد در فاصله سه کیلومتری بالادست روستای شهید از توابع سمیرم جانمایی شده و هدفش استحصال آب و انتقال آن به دشتهای آباده و نجفآباد است.
«منابع حاصل از مولدسازی و فروش املاک وزارت نفت در اصفهان به مبلغ ۳۵ هزار و ۴۰۰ میلیارد تومان برای طرحهای آبی این استان هزینه میشود.»
مهمترین اعتراض کنشگران و کارشناسان محیطزیست، اجرای طرحهای انتقال آب بینحوضهای بهرغم نداشتن مجوزهای قانونی و محیطزیستی است. این درحالیاست که استاندار اصفهان گفته است «روند اجرای پروژههای انتقال آب به این استان بهواسطه همدلی و همراهی استانهای همجوار متوقف نشده و پروژههای تونل سوم کوهرنگ، ماندگان و انتقال آب از دریای عمان همچنان فعال است.»
طرحهای انتقال آب از سرشاخههای کارون در استانهای چهارمحالوبختیاری و کهگیلویهوبویراحمد به اصفهان (زایندهرود) از نیمقرن پیش با طرح انتقال آب کوهرنگ یک آغاز شد. در حال حاضر طرحهای کوهرنگ۲، کوهرنگ۳، قمرود یک، قمرود۲، چشمه لنگان، خدنگستان و کمال صالح با حجم سالانه ۱.۲ میلیارد مترمکعب به بهرهبرداری رسیدهاند و طرحهای بهشتآباد، ونک سولگان، خرسان۳، ماندگان، سد شهید، تنگه سرخ و گوکان در حال اجرا یا مطالعه هستند. این درحالیاست که کارون، پرآبترین رود و تنها رودخانه قابل کشتیرانی کشور در سالهای اخیر به آبباریکهای تبدیل شده است.
«طبق قانون انتقال آب فقط برای شرب مجاز است. البته ما دیگر با انتقال بیشتر برای شرب هم مخالفیم، چون بهانهای شده است برای اجرای طرحهای جدید انتقال آب. از آن گذشته، رودخانه کارون دیگر ظرفیت انتقال آب ندارد.»
«با فرض اینکه استانهای قم، اصفهان، کرمان و یزد هیچ منبع آبی نداشته باشند (که فرض درستی نیست) برای افق ۱۴۲۵ و در بدترین شرایط و بیشترین جمعیت، نیاز شرب این استانها یک میلیارد مترمکعب در سال است که تاکنون بیش از این مقدار از کارون منتقل شده. درحالیکه طبق برآورد وزارت نیرو این استانها ۱۰.۴ میلیارد مترمکعب آب شیرین قابل استحصال دارند و میگویند آبی نداریم. بنابراین، ادامه طرحهای انتقال آب به این استانها عبثترین و بیهودهترین سرمایهگذاری و هزینه برای کشور است.»
در خرداد ۱۴۰۲ طرح تحقیق و تفحص از عملکرد وزارت نیرو در طرحهای انتقال آب انجام شد. بیتوجهی به اصول توسعه پایدار و معیارهای یونسکو، و بیتوجهی به آثار و پیامدهای اجتماعی طرحها و حقوق ذینفعان بهویژه در پاییندست و حوضه مبدأ در طرحهای انتقال آب از یافتههای این گزارش است.
تیر ۱۳۷۹ نخستین اعتراضات آبی در خوزستان در شهرهای خرمشهر و آبادان بهعلت شور شدن آب کارون رقم خورد که طبق گزارش روزنامهها ۱۵۰ نفر بازداشت و بهگفته نماینده اسبق اهواز، سه نفر کشته و ۶۴ مجروح بر جای گذاشت. تیر ۱۳۹۷ بازهم کارون شور شد و مردم شهرهای آبادان و خرمشهر به خیابان ریختند. اعتراضات آبی تیر۱۴۰۰ اما فراگیرتر بود و ۱۸ شهرستان را در بر گرفت. آمار دقیقی از کشته و بازداشتهای این اعتراضات تاکنون منتشر نشده است.
@Azegaar
🖇️گزارش کامل را اینجا بخوانید
#انتقال_آب
#کارون
#اصفهان
◽۱۵ طرح برای انتقال آب از سرشاخههای کارون تاکنون برنامهریزی شده است.
🖋️نادره وائلیزاده/ پیام ما
✔️طبق بررسیها بیش از ۸۰ درصد پروژههای وزارت نیرو فاقد مجوز محیطزیستی اعلام شدند؛ مشکلی که بهنظر میرسد دامن کارون را هم گرفته است. حالا قرار است سد شهید (سد ماربر) روی رودخانه ماربر از سرشاخههای کارون ساخته شود. همچنین، سد ماندگان نیز از قرار معلوم بر روی رودخانه ماربر و در ذخیرهگاه زیستکره و منطقه حفاظتشده دنا احداث میشود. طرحهای انتقال آبی که زخمهای ترمیم نشدنی بر پیکر کارون هستند.
از نخستین طومار خوزستانیها برای نجات کارون بیش از دو دهه میگذرد. «ما کارون را نجات میدهیم»، «کارون جان ماست» شعارهای زنجیرههای انسانی کارون هم تاکنون راه به جایی نبرده است. با ادامه سدسازی و طرحهای انتقال آب از سرشاخههای کارون در زاگرس، حالا کارزارهای اعتراضی هم به راه افتاده است. آخرین آنها در مخالفت با «سد شهید» که سیزدهمین طرح انتقال آب از سرشاخههای کارون بهشمار میآید. درصورت اجرای این طرحها کمیت و کیفیت آب در خوزستان تحتتأثیر قرار میگیرد. با کاهش دبی کارون تولید برقابی و کشاورزی با مشکل مواجه میشود.
سد شهید (سد ماربر) قرار است روی رودخانه ماربر از سرشاخههای کارون ساخته شود. آنطور که سایت شرکت آبمنطقهای استان فارس اعلام کرده است، این سد در فاصله سه کیلومتری بالادست روستای شهید از توابع سمیرم جانمایی شده و هدفش استحصال آب و انتقال آن به دشتهای آباده و نجفآباد است.
«منابع حاصل از مولدسازی و فروش املاک وزارت نفت در اصفهان به مبلغ ۳۵ هزار و ۴۰۰ میلیارد تومان برای طرحهای آبی این استان هزینه میشود.»
مهمترین اعتراض کنشگران و کارشناسان محیطزیست، اجرای طرحهای انتقال آب بینحوضهای بهرغم نداشتن مجوزهای قانونی و محیطزیستی است. این درحالیاست که استاندار اصفهان گفته است «روند اجرای پروژههای انتقال آب به این استان بهواسطه همدلی و همراهی استانهای همجوار متوقف نشده و پروژههای تونل سوم کوهرنگ، ماندگان و انتقال آب از دریای عمان همچنان فعال است.»
طرحهای انتقال آب از سرشاخههای کارون در استانهای چهارمحالوبختیاری و کهگیلویهوبویراحمد به اصفهان (زایندهرود) از نیمقرن پیش با طرح انتقال آب کوهرنگ یک آغاز شد. در حال حاضر طرحهای کوهرنگ۲، کوهرنگ۳، قمرود یک، قمرود۲، چشمه لنگان، خدنگستان و کمال صالح با حجم سالانه ۱.۲ میلیارد مترمکعب به بهرهبرداری رسیدهاند و طرحهای بهشتآباد، ونک سولگان، خرسان۳، ماندگان، سد شهید، تنگه سرخ و گوکان در حال اجرا یا مطالعه هستند. این درحالیاست که کارون، پرآبترین رود و تنها رودخانه قابل کشتیرانی کشور در سالهای اخیر به آبباریکهای تبدیل شده است.
«طبق قانون انتقال آب فقط برای شرب مجاز است. البته ما دیگر با انتقال بیشتر برای شرب هم مخالفیم، چون بهانهای شده است برای اجرای طرحهای جدید انتقال آب. از آن گذشته، رودخانه کارون دیگر ظرفیت انتقال آب ندارد.»
«با فرض اینکه استانهای قم، اصفهان، کرمان و یزد هیچ منبع آبی نداشته باشند (که فرض درستی نیست) برای افق ۱۴۲۵ و در بدترین شرایط و بیشترین جمعیت، نیاز شرب این استانها یک میلیارد مترمکعب در سال است که تاکنون بیش از این مقدار از کارون منتقل شده. درحالیکه طبق برآورد وزارت نیرو این استانها ۱۰.۴ میلیارد مترمکعب آب شیرین قابل استحصال دارند و میگویند آبی نداریم. بنابراین، ادامه طرحهای انتقال آب به این استانها عبثترین و بیهودهترین سرمایهگذاری و هزینه برای کشور است.»
در خرداد ۱۴۰۲ طرح تحقیق و تفحص از عملکرد وزارت نیرو در طرحهای انتقال آب انجام شد. بیتوجهی به اصول توسعه پایدار و معیارهای یونسکو، و بیتوجهی به آثار و پیامدهای اجتماعی طرحها و حقوق ذینفعان بهویژه در پاییندست و حوضه مبدأ در طرحهای انتقال آب از یافتههای این گزارش است.
تیر ۱۳۷۹ نخستین اعتراضات آبی در خوزستان در شهرهای خرمشهر و آبادان بهعلت شور شدن آب کارون رقم خورد که طبق گزارش روزنامهها ۱۵۰ نفر بازداشت و بهگفته نماینده اسبق اهواز، سه نفر کشته و ۶۴ مجروح بر جای گذاشت. تیر ۱۳۹۷ بازهم کارون شور شد و مردم شهرهای آبادان و خرمشهر به خیابان ریختند. اعتراضات آبی تیر۱۴۰۰ اما فراگیرتر بود و ۱۸ شهرستان را در بر گرفت. آمار دقیقی از کشته و بازداشتهای این اعتراضات تاکنون منتشر نشده است.
@Azegaar
🖇️گزارش کامل را اینجا بخوانید
#انتقال_آب
#کارون
#اصفهان
◾انتقال آب؛ نابودی حوضۀ تمدنی کارون بزرگ
🖋️ محمدرضا جعفری
✔️ سالهاست توسعهی نامتوازن و ناپایدار در بخشهای مرکزی فلات ایران، به یمن حضور مدیران بومیِ این مناطق در ارکان بالای تصمیمگیری و با اتکا به درآمدهای «نفتی» در جریان است. این نوع از توسعه با ایجاد نیاز «کاذب» به آب، برای سیرابیِ عطش ناموجهِ خود به تداوم، به حفر چاههای عمیق و غیرمجاز، چاههای جذبی، برداشت غیرمجاز و بیرویه از رودها و از همه مهمتر «انتقال آب» از سرچشمههای کارون روی آورده است.
✔️ انتقال آب نه یک پدیدهی مجرد که پدیداری است در بطن سلسلهای از روندهای سیاستگذاری و بستههای مدیریتی، نشانگر درک غلط از توسعه و نادیدهگرفتن شیوههای مدرن مدیریت منابع آب. نقد این طرحها، نقد گسترده و همهجانبهی نظام حکمرانی در حوزهی توسعه و منابع طبیعی است و از اینرو هم معطوف به گذشته و اصلاح رادیکال نحوهی برنامهریزی در ایجاد رشد اقتصادی و توسعه است و هم با نگاه به آینده، بنیانهای یک توسعهی اجتماعی و اقتصادی مبتنی بر معیارهای پایداری و عدالت زیستمحیطی را آشکار میسازد. با این دید، مخالفت با انتقال آب کارون هم جنبهای نمادین دارد و هم بر بسترهای عینی پا گرفته است با امید، اینک شاید واهی، به اصلاح رویکردهای غلط.
فعال محیطزیستی نمیتواند در میدان سیاست و با ابزارهای آن بازی کند. فعال محیطزیستی از یک طرف چشمانداز طبیعت را پیش رو دارد و در کنارش چشمانداز انسانی را. این دو هم ابزارهای نقد و کنشگری خاص خود را دارند و هم اولویتها و اهداف خود را. تمام فعالیتهایی که در دفاع رندانه از انتقال آب صورت میگیرد دارای پشتوانهای سیاسی، دارای مؤلفههای سیاسی و دفاع از بخشهایی منتفع از اجرای این طرحها در حاکمیت است. مسألهی ما انتفاع صاحبان سرمایه و قدَرقُدرتان نمیتواند باشد. بهجای چنین توجیهاتی، میبایست مطالبهای عمومی برای مطالعه، تحقیق و تفحص از پروژههای کلان، برای پایش سرچشمه تا پایاب، برای ایجاد روشهای نوین محاسبهی برداشت آب، برای بررسی و پلمب چاههای جذبی و غیرمجاز، برای تخریب باغویلاها، برای ارائهی شفاف آمار و ارقام آورد قبل و بعد سد زایندهرود و بندهای کشاورزی قبل و بعد آن، شکل بگیرد.
نمیتوان هم خود را محیطزیستی خواند هم از مدیران و مسئولان مدافع انتقال آب دفاع کرد. هم برای اجرای سد و انتقال کوهرنگ سه و بهشتآباد یقه دراند و اتهام زد و فحش داد و به دادگاه و برخورد امنیتی و قضایی تهدید کرد بعد با آمار سدهای واقعشده در خوزستان و با تعریف مرزهای سیاسی/استانی بهدلخواه، مسأله را قومی/منطقهای کرد و ژستی مظلومانه گرفت. نمیتوان هم از طومار شیخ بهایی گفت و هم ایستگاه و شبکههای بزرگ و مدرن آبرسانی غرب اصفهان را نادیده گرفت.
🖇️ متن کامل یادداشت را اینجا بخوانید.
Sorkhboom.ir
@Azegaar
#انتقال_آب #کارون #اصفهان
🖋️ محمدرضا جعفری
✔️ سالهاست توسعهی نامتوازن و ناپایدار در بخشهای مرکزی فلات ایران، به یمن حضور مدیران بومیِ این مناطق در ارکان بالای تصمیمگیری و با اتکا به درآمدهای «نفتی» در جریان است. این نوع از توسعه با ایجاد نیاز «کاذب» به آب، برای سیرابیِ عطش ناموجهِ خود به تداوم، به حفر چاههای عمیق و غیرمجاز، چاههای جذبی، برداشت غیرمجاز و بیرویه از رودها و از همه مهمتر «انتقال آب» از سرچشمههای کارون روی آورده است.
✔️ انتقال آب نه یک پدیدهی مجرد که پدیداری است در بطن سلسلهای از روندهای سیاستگذاری و بستههای مدیریتی، نشانگر درک غلط از توسعه و نادیدهگرفتن شیوههای مدرن مدیریت منابع آب. نقد این طرحها، نقد گسترده و همهجانبهی نظام حکمرانی در حوزهی توسعه و منابع طبیعی است و از اینرو هم معطوف به گذشته و اصلاح رادیکال نحوهی برنامهریزی در ایجاد رشد اقتصادی و توسعه است و هم با نگاه به آینده، بنیانهای یک توسعهی اجتماعی و اقتصادی مبتنی بر معیارهای پایداری و عدالت زیستمحیطی را آشکار میسازد. با این دید، مخالفت با انتقال آب کارون هم جنبهای نمادین دارد و هم بر بسترهای عینی پا گرفته است با امید، اینک شاید واهی، به اصلاح رویکردهای غلط.
فعال محیطزیستی نمیتواند در میدان سیاست و با ابزارهای آن بازی کند. فعال محیطزیستی از یک طرف چشمانداز طبیعت را پیش رو دارد و در کنارش چشمانداز انسانی را. این دو هم ابزارهای نقد و کنشگری خاص خود را دارند و هم اولویتها و اهداف خود را. تمام فعالیتهایی که در دفاع رندانه از انتقال آب صورت میگیرد دارای پشتوانهای سیاسی، دارای مؤلفههای سیاسی و دفاع از بخشهایی منتفع از اجرای این طرحها در حاکمیت است. مسألهی ما انتفاع صاحبان سرمایه و قدَرقُدرتان نمیتواند باشد. بهجای چنین توجیهاتی، میبایست مطالبهای عمومی برای مطالعه، تحقیق و تفحص از پروژههای کلان، برای پایش سرچشمه تا پایاب، برای ایجاد روشهای نوین محاسبهی برداشت آب، برای بررسی و پلمب چاههای جذبی و غیرمجاز، برای تخریب باغویلاها، برای ارائهی شفاف آمار و ارقام آورد قبل و بعد سد زایندهرود و بندهای کشاورزی قبل و بعد آن، شکل بگیرد.
نمیتوان هم خود را محیطزیستی خواند هم از مدیران و مسئولان مدافع انتقال آب دفاع کرد. هم برای اجرای سد و انتقال کوهرنگ سه و بهشتآباد یقه دراند و اتهام زد و فحش داد و به دادگاه و برخورد امنیتی و قضایی تهدید کرد بعد با آمار سدهای واقعشده در خوزستان و با تعریف مرزهای سیاسی/استانی بهدلخواه، مسأله را قومی/منطقهای کرد و ژستی مظلومانه گرفت. نمیتوان هم از طومار شیخ بهایی گفت و هم ایستگاه و شبکههای بزرگ و مدرن آبرسانی غرب اصفهان را نادیده گرفت.
🖇️ متن کامل یادداشت را اینجا بخوانید.
Sorkhboom.ir
@Azegaar
#انتقال_آب #کارون #اصفهان