حقوق بشر در آستانه
✍️نیکلاس بکلین
«تهیشدن نظام حقوق بشر از اقتدار پیامدهای درازمدت ناگواری خواهد داشت زیرا حکومتهای بیشتری جرئت پیدا خواهند کرد تا دستورالعملهای حقوق بینالملل را زیر پا بگذارند، مخالفانشان را سرکوب کنند، حقوق اقلیتها را محدود کنند، برابری جنسیتی را ملغی کنند، آزادی بیان را محدود کنند، به بهانهی «امنیت ملی» برای حقوق اساسی مردم استثناءهای بیشری قائل شوند، و نسبت به مطالبهی مسئولیتپذیری بیاعتنایی نشان دهند، زیرا اطمینان دارند که میتوانند آن اندازه حمایت سایر دولتها را جلب کنند که با وجود سر باز زدن از پاسخگویی، هیچ عواقبی دامنگیرشان نشود.»
@NashrAasoo 💭
✍️نیکلاس بکلین
«تهیشدن نظام حقوق بشر از اقتدار پیامدهای درازمدت ناگواری خواهد داشت زیرا حکومتهای بیشتری جرئت پیدا خواهند کرد تا دستورالعملهای حقوق بینالملل را زیر پا بگذارند، مخالفانشان را سرکوب کنند، حقوق اقلیتها را محدود کنند، برابری جنسیتی را ملغی کنند، آزادی بیان را محدود کنند، به بهانهی «امنیت ملی» برای حقوق اساسی مردم استثناءهای بیشری قائل شوند، و نسبت به مطالبهی مسئولیتپذیری بیاعتنایی نشان دهند، زیرا اطمینان دارند که میتوانند آن اندازه حمایت سایر دولتها را جلب کنند که با وجود سر باز زدن از پاسخگویی، هیچ عواقبی دامنگیرشان نشود.»
@NashrAasoo 💭
«دههها خودکامگی و ۱۴ سال جنگ داخلی در سوریه، نظامیگری را در قالب نوعی هویت تثبیت کرده و موانعی جدی در برابر احساس تعلق ملی به وجود آورده است. این نظریهی اصلیِ رهف الدغلی در کتاب جدیدش، رمانتیکسازی مردانگی در سوریهی بعثی: جنسیت، هویت و ایدئولوژی است. رهف الدغلی استاد مطالعات خاورمیانه و شمال آفریقا در دانشگاه لنکستر در بریتانیا است. او در گفتوگو با مارتا بلینگرری، روزنامهنگار ایتالیایی میگوید که سوریه باید بکوشد تا از این هویت مردانگیِ ریشهدار عبور کند.»
aasoo.org/fa/articles/5093
@NashrAasoo 🔻
aasoo.org/fa/articles/5093
@NashrAasoo 🔻
خودکامگی، نظامیگری و تصویر رمانتیک مردانگی در سوریه 🔻
✍ سوریه در نقطهی عطفی حیاتی قرار دارد. هرچند این گذار پایان دههها سلطهی استبدادی حزب بعث است اما نگرانی مهمی هم وجود دارد: تداوم مردانگی نظامی در قالب روایت فرهنگی و سیاسیِ حاکم. روایت کنونی بهشدت بر قهرمانیِ مردانِ مبارزی که کشور را «آزاد» کردند، تأکید میکند. این روایت همان چارچوب جنسیتزدهی هویت ملی را تداوم میبخشد و زنان و جامعهی مدنی را به حاشیه میراند. من نگرانم که تمرکز بر قهرمانیِ مردانه دوباره شکل جدیدی از ناسیونالیسم را پدید آورد یا تداوم بخشد که گروههای مختلفی از جامعه را طرد میکند. چنین ناسیونالیسمی عملاً میراث رژیم بعثی سوریه است و فقط پرچم و شعارش فرق دارد. شورشیان پیروز که اکنون به نمادهای ملی سوریه تبدیل شدهاند، ممکن است بخواهند که تأکید شدید بر آرمانهای نظامی و مردانگی در فضای سیاسیِ کشور را ادامه دهند. چنین امری میتواند از تلاش برای تعریف نوعی هویت ملیِ کثرتگرا و فراگیر که مشارکت مدنی را ارج مینهد جلوگیری کند. این طبیعی است که کشورها بعد از پیروزی نظامی، از قهرمانان نظامی خود تجلیل کنند اما سوریه باید مراقب باشد که روایتِ ملیای را ایجاد نکند که در آن مفهوم آزادی و حکومت مردانه است. این خطر وجود دارد که از روش رژیم بعثی تقلید کنند، همان روشی که اعلام وفاداری به کشور را به خدمت سربازی و قدرتِ مردانه گره زده بود. ما باید به هویتهای ملی تنوع ببخشیم، و مشارکت ارزشمند زنان، فعالان مدنی و گروههای بهحاشیهراندهشده در روند بازسازی سوریه را به رسمیت بشناسیم.
✍ ظهور و گسترش مردانگی نظامی، منحصر به سوریه نیست بلکه پدیدهای جهانی است که در بسیاری از جوامع دوران پسااستعماری دیده میشود. من از نظریههای اندیشمندانی مثل هومی بابا، نیرا یووآل-دیوس و سیکاتا بانرجی استفاده کردم که ارتباط ناسیونالیسم، جنسیت و هویت را تحلیل میکنند. تحقیقاتِ بانرجی دربارهی مردانگیِ نظامیشده در هند نشان داده است که دولتهای پسااستعماری چگونه اغلب هویت ملی را پیرامون ارزشهای نظامی و جنگی ایجاد میکنند و مردان را «پاسدار ملت» و زنان را حامل نمادهای «خلوص فرهنگی» جلوه میدهند. این چارچوب تحلیلی برای فهم تعریف و ترویج هویت ملی توسط سوریهی بعثی و بسیاری از دیگر کشورهای عرب کاملاً مناسب است. وجه تمایز مردانگیِ نظامیشدهی سوری استفادهی خاص رژیم بعثی سوریه از این هویت برای حفظ و استمرار حکومت استبدادی است. برخلاف بسیاری از کشورهای همسایه که ناسیونالیسم در آنها به سوی چارچوبهای مدنیتری متمایل شده، در سوریه هنوز ناسیونالیسم مترادف است با اطاعت و وفاداریِ تحمیلی به دولت و رهبر. دههها اتکای رژیم به آموزشهای شبهنظامی پسران و سربازی اجباری و ستایش مداوم از سربازی این هویت ملی مردانه را تقویت و تثبیت کرد. با وجود این، باید گفت که اتکا به نظامیگری در بلندمدت ممکن نیست. گذار به ناسیونالیسم مدنی ــ نوعی ملیگرایی که در آن از مفاهیم رمانتیک و جنسیتزدهی قهرمانی اثری نیست ــ ضروری است.
✍ برای به چالش کشیدن باورها و روایتهای جنسیتزدهی ریشهدار، باید دولت موقتِ سوریه را تحت فشار قرار داد تا به گروههای مختلف اجازهی تأسیس احزاب سیاسی دهد. بدون چارچوبهایی قانونی که امکان مشارکت سیاسی و رقابت دموکراتیک را فراهم کند، وضعیت به نفع ساختارهای ریشهدار مردسالار ادامه خواهد یافت. مردم سوریه باید کثرتگرایی سیاسی را تجربه و تمرین کنند تا از کشورداریِ اقتدارگرا، بالا به پایین و گرهخورده با نظامیگری و اسلحه دور شوند.تا زمانی که به چنین تحولات ساختاریای نپرداختهایم، نباید دربارهی حکومت آیندهی کشور بحث کرد. اخذ تصمیمهای سریع در مورد نظام سیاسیِ آیندهی کشور، همان ساختارهای قدرتی را تقویت میکند که خواهان حذفشان هستیم. ابتدا باید بر تعریف و تبیین ساختارهای حقوقی، اقتصادی و اجتماعیای تمرکز کنیم که راه را برای گفتوگوی ملی و مشارکت ملیِ کثرتگرا و واقعاً فراگیر هموار میکند. در مجموع، میراث مردسالاریِ نظامی را نمیتوان بدون بازنگریِ اساسی در روایتهای ملیِ کنونی کنار گذاشت.
@NashrAasoo 💭
✍ سوریه در نقطهی عطفی حیاتی قرار دارد. هرچند این گذار پایان دههها سلطهی استبدادی حزب بعث است اما نگرانی مهمی هم وجود دارد: تداوم مردانگی نظامی در قالب روایت فرهنگی و سیاسیِ حاکم. روایت کنونی بهشدت بر قهرمانیِ مردانِ مبارزی که کشور را «آزاد» کردند، تأکید میکند. این روایت همان چارچوب جنسیتزدهی هویت ملی را تداوم میبخشد و زنان و جامعهی مدنی را به حاشیه میراند. من نگرانم که تمرکز بر قهرمانیِ مردانه دوباره شکل جدیدی از ناسیونالیسم را پدید آورد یا تداوم بخشد که گروههای مختلفی از جامعه را طرد میکند. چنین ناسیونالیسمی عملاً میراث رژیم بعثی سوریه است و فقط پرچم و شعارش فرق دارد. شورشیان پیروز که اکنون به نمادهای ملی سوریه تبدیل شدهاند، ممکن است بخواهند که تأکید شدید بر آرمانهای نظامی و مردانگی در فضای سیاسیِ کشور را ادامه دهند. چنین امری میتواند از تلاش برای تعریف نوعی هویت ملیِ کثرتگرا و فراگیر که مشارکت مدنی را ارج مینهد جلوگیری کند. این طبیعی است که کشورها بعد از پیروزی نظامی، از قهرمانان نظامی خود تجلیل کنند اما سوریه باید مراقب باشد که روایتِ ملیای را ایجاد نکند که در آن مفهوم آزادی و حکومت مردانه است. این خطر وجود دارد که از روش رژیم بعثی تقلید کنند، همان روشی که اعلام وفاداری به کشور را به خدمت سربازی و قدرتِ مردانه گره زده بود. ما باید به هویتهای ملی تنوع ببخشیم، و مشارکت ارزشمند زنان، فعالان مدنی و گروههای بهحاشیهراندهشده در روند بازسازی سوریه را به رسمیت بشناسیم.
✍ ظهور و گسترش مردانگی نظامی، منحصر به سوریه نیست بلکه پدیدهای جهانی است که در بسیاری از جوامع دوران پسااستعماری دیده میشود. من از نظریههای اندیشمندانی مثل هومی بابا، نیرا یووآل-دیوس و سیکاتا بانرجی استفاده کردم که ارتباط ناسیونالیسم، جنسیت و هویت را تحلیل میکنند. تحقیقاتِ بانرجی دربارهی مردانگیِ نظامیشده در هند نشان داده است که دولتهای پسااستعماری چگونه اغلب هویت ملی را پیرامون ارزشهای نظامی و جنگی ایجاد میکنند و مردان را «پاسدار ملت» و زنان را حامل نمادهای «خلوص فرهنگی» جلوه میدهند. این چارچوب تحلیلی برای فهم تعریف و ترویج هویت ملی توسط سوریهی بعثی و بسیاری از دیگر کشورهای عرب کاملاً مناسب است. وجه تمایز مردانگیِ نظامیشدهی سوری استفادهی خاص رژیم بعثی سوریه از این هویت برای حفظ و استمرار حکومت استبدادی است. برخلاف بسیاری از کشورهای همسایه که ناسیونالیسم در آنها به سوی چارچوبهای مدنیتری متمایل شده، در سوریه هنوز ناسیونالیسم مترادف است با اطاعت و وفاداریِ تحمیلی به دولت و رهبر. دههها اتکای رژیم به آموزشهای شبهنظامی پسران و سربازی اجباری و ستایش مداوم از سربازی این هویت ملی مردانه را تقویت و تثبیت کرد. با وجود این، باید گفت که اتکا به نظامیگری در بلندمدت ممکن نیست. گذار به ناسیونالیسم مدنی ــ نوعی ملیگرایی که در آن از مفاهیم رمانتیک و جنسیتزدهی قهرمانی اثری نیست ــ ضروری است.
✍ برای به چالش کشیدن باورها و روایتهای جنسیتزدهی ریشهدار، باید دولت موقتِ سوریه را تحت فشار قرار داد تا به گروههای مختلف اجازهی تأسیس احزاب سیاسی دهد. بدون چارچوبهایی قانونی که امکان مشارکت سیاسی و رقابت دموکراتیک را فراهم کند، وضعیت به نفع ساختارهای ریشهدار مردسالار ادامه خواهد یافت. مردم سوریه باید کثرتگرایی سیاسی را تجربه و تمرین کنند تا از کشورداریِ اقتدارگرا، بالا به پایین و گرهخورده با نظامیگری و اسلحه دور شوند.تا زمانی که به چنین تحولات ساختاریای نپرداختهایم، نباید دربارهی حکومت آیندهی کشور بحث کرد. اخذ تصمیمهای سریع در مورد نظام سیاسیِ آیندهی کشور، همان ساختارهای قدرتی را تقویت میکند که خواهان حذفشان هستیم. ابتدا باید بر تعریف و تبیین ساختارهای حقوقی، اقتصادی و اجتماعیای تمرکز کنیم که راه را برای گفتوگوی ملی و مشارکت ملیِ کثرتگرا و واقعاً فراگیر هموار میکند. در مجموع، میراث مردسالاریِ نظامی را نمیتوان بدون بازنگریِ اساسی در روایتهای ملیِ کنونی کنار گذاشت.
@NashrAasoo 💭
Telegraph
خودکامگی، نظامیگری و تصویر رمانتیک مردانگی در سوریه
دههها خودکامگی و ۱۴ سال جنگ داخلی در سوریه، نظامیگری را در قالب نوعی هویت تثبیت کرده و موانعی جدی در برابر احساس تعلق ملی به وجود آورده است. این نظریهی اصلیِ رهف الدغلی در کتاب جدیدش، رمانتیکسازی مردانگی در سوریهی بعثی: جنسیت، هویت و ایدئولوژی است.…
بازگشت به آینده: یادداشتی دربارهی «سینمای آزاد» و فیلمسازی آماتور
🎥 مطالعهی تاریخ «سینمای آزاد» بهعنوان لحظهی تأسیسی و آغازین فیلم تجربی در ایران ضروری است. پژوهش و تعمیق فهم جریانی که بخش مهمی از تاریخ سینمای تجربیِ هشت میلیمتری در قرن بیستم به شمار میرود سودمند است. پژوهش دربارهی سینمای آزاد و نوآوریهای دیگری مثل «کارگاه نمایش» یا «کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان» و جُنگهای ادبی شهرهای مختلف به درک عمیقتر تاریخ مدرنیتهی ایرانی، بهویژه در دهههای چهل و پنجاه شمسی، کمک میکند.
@NashrAasoo 💭
🎥 مطالعهی تاریخ «سینمای آزاد» بهعنوان لحظهی تأسیسی و آغازین فیلم تجربی در ایران ضروری است. پژوهش و تعمیق فهم جریانی که بخش مهمی از تاریخ سینمای تجربیِ هشت میلیمتری در قرن بیستم به شمار میرود سودمند است. پژوهش دربارهی سینمای آزاد و نوآوریهای دیگری مثل «کارگاه نمایش» یا «کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان» و جُنگهای ادبی شهرهای مختلف به درک عمیقتر تاریخ مدرنیتهی ایرانی، بهویژه در دهههای چهل و پنجاه شمسی، کمک میکند.
@NashrAasoo 💭