group-telegram.com/mghlte/1420
Last Update:
💠علوم انسانی💠
بخش (۱)
#علوم_انسانی را از تشبه به علوم طبیعی آغاز کردند و جزئی از آن میدیدند و چارهای نداشتند ، پیروزی و کامیابی علوم طبیعی و در صدر آنها علم #فیزیک در فتح عرصه های طبیعت ، چنان کوبنده و دلربا بود که ، هیچ کس را دو دل نمی کرد که اگر علم هست همان علم #روشمند طبیعت است و معیار علمیت را اگر از جایی باید وام گرفت ، آنجا عرصه علوم طبیعی است.
جایی که زانوان #کانت در برابر علم #نیوتن ی لرزید و متافیزیک را به خاطر 'زایندگی ملعونش' طعنه زد و طرد کرد و "تمهیدی برای متافیزیک های علم صف آینده" نوشت ، تا سستی های خود را در برابر چیستی های علم علاج کنند.
دیگر از آگوست #کنت و استوارت #میل نباید در شگفت شد که علوم اجتماعی را بر مقیاس علوم طبیعی بنا کنند و به دنبال همان آرمان و روش بروندکه علوم طبیعی میروند ، یعنی به کار گرفتن روش استقرایی برای رسیدن به قوانینی مضبوط و ریاضی وار و پیش بینی کننده (واثبات پذیر یا ابطال پذیر)
در عرصه فرد و جمع و چنین بود که علوم اجتماعی تجربی زاده شد ، اینک سایه این علم همانقدر بر سر استوارت میل دموکرات-بورژوا است که بر سر کار مارکس توتالیتر-سوسیالیست ، یعنی هر دو #قانونگرا و #علتگرا هستند و هر دو اختیار و اعتبار آدمی آن را فرو میکاهند. تا به قانون های علمی منش برسند ، علوم اجتماعی راهی جز این نداشت که جامعه را در حکم پاره ای از طبیعت ببیند و عناصر مزاحم را به غربال روش سخاوتمندانه کنار بگذارد و طبیعت و جامعه را در #درجه ببیند نه در #نوع
و از بیرون در حوادث نظر کند نه درون
و تماشاگرانه به کاوش بپردازد نه بازیگرانه و به جای #معناکاوی ، #علت_کاوی پیشه کند و از فهم امور به تصرف در آنها قانع باشد و آدمیان را همچون اجرامی فیزیکی ببیند که به نیروی غرایز گوناگون به این سو و آن سو می روند و اعتبار کردن و اختیار ورزیدن در آن ها خبری نیست ، گریزی هم از این نبود ، قوی ترین پشتوانه روش استقرایی همان قاعده مشایی-ارسطویی است که اتفاق نادر است ، پس چند حادثه کرد صفوی با هم ندارند محال است که به دفعات بسیار با هم رفتند و اگر رخ دادن حکایت از این کند که میان شان رفته است و همین راه را برای کشف قانون همیشگی هموار میکند.
برای #استقرا میباید تفحص جزئیات کنیم ، یعنی نمونههای مشابه را گردآوری کنیم و از دلشان حکم عام استخراج کنیم و برای این کار باید از درون مایه و معنای حوادث چشم بپوشیم و به ظواهر بسنده کنیم و اگر یک ظاهر ، ده گونه باطن داشت و اگر هویت حوادث در گروه معانی آنها باشد ، کشف مشابهت صوری به چه کار خواهد آمد ؟چه تعمیم استواری را در کف ما خواهد نهاد؟
سکوتی داریم از سر جهل و سکوتی از سر علم و سکوتی از سر رضایت و سکوتی از سر خشم و سکوتی در جواب ابلهان و سکوتی از سر اضطرار و سکوتی ازسر احترام و همه اینها سکوتند.
یعنی ظاهری واحد داریم و نیات متعدد ، نیز امضایی داریم گاه معتبر و با نامعتبر ، برگ کاغذی داریم گاه بهادار و گاهی بی بها ، برخاستن و فرو افتادنی داریم که گاه عبادت است و گاهی بی هیچ معنویت و عبودیت ، آمیزشی داریم گاه مشروع و گاه نامشروع ، فعلی داریم گاه گناه و گاه مباح و اشاراتی داریم که برای کسی معنادار و برای دیگری بیمعناست.
این تفاوت هویت ، همه در گروه تفاوت نیات به اعتبارات است و هیچ نظیره ای در عالم طبیعت ندارد.
تبیین در علوم اجتماعی
دانیل #لیتل
پیشگفتار مترجم (دکتر #سروش)
https://www.group-telegram.com/hk/mghlte.com
استقرا گرایی
مغالطه سنت گرایی در تایید علوم انسانی اسلامی
BY مجلهی اینترنتی عصر روشنگری

Share with your friend now:
group-telegram.com/mghlte/1420