Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
پیام تبریک نوروزی شاهنشاه آریامهر 🔥
هر روزتان نوروز
نو روز تان پیروز
پیام نوروزی شاهنشاه آریامهر
https://youtu.be/Jil97IeL7K8?si=vtcjOsycEXLWG44r
هر روزتان نوروز
نو روز تان پیروز
پیام نوروزی شاهنشاه آریامهر
https://youtu.be/Jil97IeL7K8?si=vtcjOsycEXLWG44r
شعار نوروزی مردم در آرامگاه حکیم فردوسی:
شاه میاد به خونه
ضحّاک سرنگونه
.
https://youtube.com/shorts/lAIMT4nH_pY?si=ukovfS6DiQSMlnET
شاه میاد به خونه
ضحّاک سرنگونه
.
https://youtube.com/shorts/lAIMT4nH_pY?si=ukovfS6DiQSMlnET
YouTube
شاه میاد به خونه، ضحّاک سرنگونه... شعار نوروزی مردم در آرامگاه حکیم ابوالقاسم فردوسی
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
این آخرین نبرده
پهلوی برمیگرده
شعارهای نوروز مردم در آرامگاه حکیم فردوسی
پهلوی برمیگرده
شعارهای نوروز مردم در آرامگاه حکیم فردوسی
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
شعارهای «جاویدشاه» و «شاهرضا پهلوی»
در آرامگاه حکیم ابوالقاسم فردوسی
در آرامگاه حکیم ابوالقاسم فردوسی
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
شعارهای پادشاهیخواهانه در آرامگاه فردوسی!
اینه شعار ملّی، رضا رضا پهلوی
این آخرین نبرده، پهلوی برمیگرده
شاه بیاد به خونه، ضحّاک سرنگونه
youtu.be/YlEfWj4Br9A?si…
اینه شعار ملّی، رضا رضا پهلوی
این آخرین نبرده، پهلوی برمیگرده
شاه بیاد به خونه، ضحّاک سرنگونه
youtu.be/YlEfWj4Br9A?si…
از پاسارگاد تا فردوسی!
تحلیل شعارهای نوروزی ۱۴۰۴ در آرامگاه فردوسی
تقریبا بیستسال پس از آغاز جنبش پاسارگادیها، و هشت سال پس از آنکه در جنبش ملّی سال ۱۳۹۶ برای نخستینبار شعارِ «رضاشاه، روحَت شاد» سَرداده شد، نوروز امسال نیز شاهد ابراز شعارهای صریحتری در حمایت از ولیعهد، اینبار در آرامگاه حکیم ابوالقاسم فردوسی بودیم. (ناگفته نماند که طیّ فاصله این سالها، شعارهای در حمایت از پادشاهی پیوسته ایراد شده است.)
از همان سال ۹۶، معنای در پس پرده «رضاشاه روحَت شاد» بر رندانِ اهلِ فَن پوشیده نبود، امّا آنچه در نوروز ۱۴۰۴ سردادهشد، بهویژه نام بردنِ صریح از ولیعهد، «شاهزاده رضا پهلوی»، برای آنان نیز که ناغرضورزانه این شعارها را ناشی از تماشای مستندهای منوتویی، بازتابی فروخوابِشپذیر از نوستالژی پهلوی میدانستند، جای شک و شبههای باقی نگذاشت که اتّفاق متفاوتی دارد میافتد.
اینبار بذرِ رضاشاه-روحت شاد در این مردم دیگر چندان ریشه دوانده بود، که شعارها نه در وضعیّت اضطراری همهمه قیامی زودگذر، بلکه در وضعیّت آرامش و صلح نوروزی، سرداده میشد.
این اتّفاق را تنها با فرآیند شکلگیری «شاه مُرد، زندهباد شاه» در فرانسه مقایسهپذیر میتوان دانست، اگرچه در بستر و فرم متفاوتی صورت میگیرد. بیاییم به شعارها نظری بیفکنیم:
۱. اینه شعار ملّی، رضا رضا پهلوی
۲. این آخرین نبرده، پهلوی برمیگرده
۳. شاه بیاد به خونه، ضحّاک سرنگونه
۴. جاوید شاه
در اینجا هم از بدن طبیعیِ (Body Natural) شخصِ شاه، صحبت به میان میآید، هم درباره موروثیّت تولیّت ایران که متولّی آن خاندان پهلوی است شعار داده شد، هم از تداوم نهادِ شاهی سخن گفته شد و هم لفظ جلاله «جاوید شاه» موکّد شد.
این شعارها فراخوانی از سوی بدنِ سیاسیِ (Body Politic) شاه به شخص شاه است، تا بدون فوتِ وقت، اختیار و ارادهای را که بر بدن طبیعی خویش دارد، وقفِ بدن سیاسی خود که همانا مردم ایران اند، بنمایند تا بساط سلطنت ملّت ایران از نو برپا شود.
این لحظات و شرح دقایق ظریف آن به دقّت میباید ضبط شود. این شعارها را البته لُردها و کُنتهای اشرافی اروپایی سر نمیدهند، تا مزاج روشنفکر هپروتی ما را سر ذوق آورد، منتها از عجایب آن دقیقا همین است که از سوی مردمی سر داده میشود که وارث وضعیّتی هستند، که پس از سدهها انحطاط ملّی، یکی دو نسل قبلتر، منافع اجدادشان برای اوّلینبار با منفعت شاه یکی شده بود. ارتجاع ارباب و رعیتی واپسرانده شد تا شاه محل تجّلی مصلحت ملّی باشد.
گمان نمیکنم نمونه مشابه دیگری در دوران معاصر سراغ داشته باشیم، که پادشاهیخواهی به اشرافیّت، مناسبات ارتجاعی عشیرهای، و یا مصلحت خاندان مستبد حاکم گره نخورده باشد، بلکه بهصورت ادّعانامهای از سوی شهروندان آزاد ایراد میشود.
شاه مُرد، درحالیکه از خاکستر او ققنوسوار شاه نو برنخاست. میان مرگ شاه پیشین و بر تختنشستن ولیعهد او شکافی نیم قرنه ایجاد شد. عصری که درنظر آریامهر قرار بود تا به شکل دوران گذر از شاه مقتدر به شاه دموکراتیک به ولیعهد محوّل شود، بدون جلوس بدن طبیعی وی بر مسند تاجوتخت، با غصب قدرت توسّط جا، در وضعیّت دولت فترت طی شد.
بابت گسستی که رخ داده، ولیعهدی که برای گذار دموکراتیک تربیّت شده بود، واجب است که جهت تامین مصالح بدن سیاسی خود (مردم)، از خوی دموکراتیک بدن طبیعی خویش اندکی بکاهد، و با اقتداری که مختصّ پدر و پدربزرگ وی بود، بدن سیاسی سلطنت، یعنی ملّت ایران را خطاب قرار دهد. مردم از او میخواهند که بهجای روشنفکران، آنها را مخاطب قرار دهد و به فراخوان ایشان جوابی قطعی و محکم دهد و با پذیرش مسئولیّت دعوت به حضور میلیونی مردم، از آنها بطلبد تا در وضعیّت اضطراری قیام ملّی بعدی جهت پسگیری ایران به خیابان بیایند و تا سرنگونی بساط ظلم و جور به خانه بازنگردند.
پاینده ایران
جاوید شاه
تحلیل شعارهای نوروزی ۱۴۰۴ در آرامگاه فردوسی
تقریبا بیستسال پس از آغاز جنبش پاسارگادیها، و هشت سال پس از آنکه در جنبش ملّی سال ۱۳۹۶ برای نخستینبار شعارِ «رضاشاه، روحَت شاد» سَرداده شد، نوروز امسال نیز شاهد ابراز شعارهای صریحتری در حمایت از ولیعهد، اینبار در آرامگاه حکیم ابوالقاسم فردوسی بودیم. (ناگفته نماند که طیّ فاصله این سالها، شعارهای در حمایت از پادشاهی پیوسته ایراد شده است.)
از همان سال ۹۶، معنای در پس پرده «رضاشاه روحَت شاد» بر رندانِ اهلِ فَن پوشیده نبود، امّا آنچه در نوروز ۱۴۰۴ سردادهشد، بهویژه نام بردنِ صریح از ولیعهد، «شاهزاده رضا پهلوی»، برای آنان نیز که ناغرضورزانه این شعارها را ناشی از تماشای مستندهای منوتویی، بازتابی فروخوابِشپذیر از نوستالژی پهلوی میدانستند، جای شک و شبههای باقی نگذاشت که اتّفاق متفاوتی دارد میافتد.
اینبار بذرِ رضاشاه-روحت شاد در این مردم دیگر چندان ریشه دوانده بود، که شعارها نه در وضعیّت اضطراری همهمه قیامی زودگذر، بلکه در وضعیّت آرامش و صلح نوروزی، سرداده میشد.
این اتّفاق را تنها با فرآیند شکلگیری «شاه مُرد، زندهباد شاه» در فرانسه مقایسهپذیر میتوان دانست، اگرچه در بستر و فرم متفاوتی صورت میگیرد. بیاییم به شعارها نظری بیفکنیم:
۱. اینه شعار ملّی، رضا رضا پهلوی
۲. این آخرین نبرده، پهلوی برمیگرده
۳. شاه بیاد به خونه، ضحّاک سرنگونه
۴. جاوید شاه
در اینجا هم از بدن طبیعیِ (Body Natural) شخصِ شاه، صحبت به میان میآید، هم درباره موروثیّت تولیّت ایران که متولّی آن خاندان پهلوی است شعار داده شد، هم از تداوم نهادِ شاهی سخن گفته شد و هم لفظ جلاله «جاوید شاه» موکّد شد.
این شعارها فراخوانی از سوی بدنِ سیاسیِ (Body Politic) شاه به شخص شاه است، تا بدون فوتِ وقت، اختیار و ارادهای را که بر بدن طبیعی خویش دارد، وقفِ بدن سیاسی خود که همانا مردم ایران اند، بنمایند تا بساط سلطنت ملّت ایران از نو برپا شود.
این لحظات و شرح دقایق ظریف آن به دقّت میباید ضبط شود. این شعارها را البته لُردها و کُنتهای اشرافی اروپایی سر نمیدهند، تا مزاج روشنفکر هپروتی ما را سر ذوق آورد، منتها از عجایب آن دقیقا همین است که از سوی مردمی سر داده میشود که وارث وضعیّتی هستند، که پس از سدهها انحطاط ملّی، یکی دو نسل قبلتر، منافع اجدادشان برای اوّلینبار با منفعت شاه یکی شده بود. ارتجاع ارباب و رعیتی واپسرانده شد تا شاه محل تجّلی مصلحت ملّی باشد.
گمان نمیکنم نمونه مشابه دیگری در دوران معاصر سراغ داشته باشیم، که پادشاهیخواهی به اشرافیّت، مناسبات ارتجاعی عشیرهای، و یا مصلحت خاندان مستبد حاکم گره نخورده باشد، بلکه بهصورت ادّعانامهای از سوی شهروندان آزاد ایراد میشود.
شاه مُرد، درحالیکه از خاکستر او ققنوسوار شاه نو برنخاست. میان مرگ شاه پیشین و بر تختنشستن ولیعهد او شکافی نیم قرنه ایجاد شد. عصری که درنظر آریامهر قرار بود تا به شکل دوران گذر از شاه مقتدر به شاه دموکراتیک به ولیعهد محوّل شود، بدون جلوس بدن طبیعی وی بر مسند تاجوتخت، با غصب قدرت توسّط جا، در وضعیّت دولت فترت طی شد.
بابت گسستی که رخ داده، ولیعهدی که برای گذار دموکراتیک تربیّت شده بود، واجب است که جهت تامین مصالح بدن سیاسی خود (مردم)، از خوی دموکراتیک بدن طبیعی خویش اندکی بکاهد، و با اقتداری که مختصّ پدر و پدربزرگ وی بود، بدن سیاسی سلطنت، یعنی ملّت ایران را خطاب قرار دهد. مردم از او میخواهند که بهجای روشنفکران، آنها را مخاطب قرار دهد و به فراخوان ایشان جوابی قطعی و محکم دهد و با پذیرش مسئولیّت دعوت به حضور میلیونی مردم، از آنها بطلبد تا در وضعیّت اضطراری قیام ملّی بعدی جهت پسگیری ایران به خیابان بیایند و تا سرنگونی بساط ظلم و جور به خانه بازنگردند.
پاینده ایران
جاوید شاه
اندیشه سیاسی پیرامون پادشاهی در ایران تریبونی جز شعارهای مردمی ندارد. اگر فرم و محتوای این شعارها را با نمونه مشابه آن در سال ۵۷ مقایسه کنید، درمییابید که شعارهای ۵۷ی، محصول ایدئولوژی تعدادی فرقه سیاسی، و در فرم حرفهای هستند. بهعکس شعارهای عمومی که از سال ۹۶ به این سو سر داده شده، اغلب در وزن عروضی و قافیه مشکل دارند. امّا در محتوی، بدون فکر قبلی - معلوم است که از جوشش روح به وجدآمده تظاهرکنندگان - حاصل شدهاند.
در کشوری که خواهینخواهی تصوّری از قاعده مشهور «صدای مردم، صدای خداست» (vox populi vox dei) بر فضای عمومی مستولی است، وظیفه اندیشهورزان پادشاهیخواه تحلیل و تثبیت مفکوره پشت همین شعارهاست.
مجاهدین خلق و گروههای اپوزیسیون ناباورانه در جهت نفی مردمی بودن شعارها، در رتوریک مشترک خود میکوشند، آنها را محصول عاقبتاندیشیِ بخشی از الیگارشی حاکم در همدستیِ با تاجوتخت بیانگارند. سخت است که خویش را در آستانه عصری متصوّر شده، که در آن مشغول نظاره کردن حذف قطعی مرام خود باشند. این شعارها طبعا از سوی ذینفعان سابق سلطنت نیز - که وجود خارجی ندارند- سرداده نمیشود. بلکه حاملان آن شهروندان آزاد ایران اند. کسانی که مصلحتشان برای دومین بار با منافع تاجوتخت گره خورده است. بار نخست با ظهور پهلوی اتفاقی افتاد که برنار بورژوا فیلسوف فرانسوی در تفسیر آیاتی از فلسفه حق هگل آورده:
«تحقّق عام حقوق، یعنی الغاء امتیازات، مستلزم تفوّق قدرت مونارشی بر پلیآرشیِ اشرافیت فئودال بود. سلطنت بهمعنای کامل کلمه برای هگل، آغاز دولت است. فقط سلطنت میتوانست نفی این سلبِ حق را که از امتیازات اشرافزادگان بود، با زدودن قدرت حاکمیتی اخیرالذّکرشان و سپس با موقوف کردن «حقوقی» که هنوز هم از آن برخوردار بودند، به نتیجه برساند. مردمی که منفعتشان با منافع وحدتِ دولت که توسّط پادشاه نمایندگی میشد، منطبق بود.»
در کشوری که خواهینخواهی تصوّری از قاعده مشهور «صدای مردم، صدای خداست» (vox populi vox dei) بر فضای عمومی مستولی است، وظیفه اندیشهورزان پادشاهیخواه تحلیل و تثبیت مفکوره پشت همین شعارهاست.
مجاهدین خلق و گروههای اپوزیسیون ناباورانه در جهت نفی مردمی بودن شعارها، در رتوریک مشترک خود میکوشند، آنها را محصول عاقبتاندیشیِ بخشی از الیگارشی حاکم در همدستیِ با تاجوتخت بیانگارند. سخت است که خویش را در آستانه عصری متصوّر شده، که در آن مشغول نظاره کردن حذف قطعی مرام خود باشند. این شعارها طبعا از سوی ذینفعان سابق سلطنت نیز - که وجود خارجی ندارند- سرداده نمیشود. بلکه حاملان آن شهروندان آزاد ایران اند. کسانی که مصلحتشان برای دومین بار با منافع تاجوتخت گره خورده است. بار نخست با ظهور پهلوی اتفاقی افتاد که برنار بورژوا فیلسوف فرانسوی در تفسیر آیاتی از فلسفه حق هگل آورده:
«تحقّق عام حقوق، یعنی الغاء امتیازات، مستلزم تفوّق قدرت مونارشی بر پلیآرشیِ اشرافیت فئودال بود. سلطنت بهمعنای کامل کلمه برای هگل، آغاز دولت است. فقط سلطنت میتوانست نفی این سلبِ حق را که از امتیازات اشرافزادگان بود، با زدودن قدرت حاکمیتی اخیرالذّکرشان و سپس با موقوف کردن «حقوقی» که هنوز هم از آن برخوردار بودند، به نتیجه برساند. مردمی که منفعتشان با منافع وحدتِ دولت که توسّط پادشاه نمایندگی میشد، منطبق بود.»
واکنش جا به شعارهای ملّی در آرامگاه فردوسی
دهنکجی رژیم ملوکالطوایفی جمهوری اسلامی به شعارهای ملّیگرایانه و پادشاهیخواهانه مردم ایران آن است حدود چندهزار نفر از روستاییانی را که بهلحاظ فیزیکی ساکن شهر شده، امّا شهروند نیستند، به بهانه اجرای مراسم مذهبی، ناخواسته وارد بازی فاشیستی میکند که روحشان نیز خبر ندارد. آنگاه تعدادی از عوامل نفرتپراکن خود را که در گوشهای برای روز مبادا آماده نگاه داشته، در شهری که همواره به تساهل و تسامح و رفتار مدنی با تکثّرها مشهور بوده است، بسیج میکند، گویی اینجا ایران نیست، عثمانی است. بدیهی است که ملّت ایران نیم قرن است که فرق میتینگهای حکومتی را با مراسم مردمی میداند. پاسخ ملّت ایران به چراغ سبز جمهوری اسلامی برای برگزاری این میتینگ فاشیستی، قیام و اسقاط آنها خواهد بود.
خبر اینکه با توجّه به ابعاد جرم، علیرغم آنکه مسئولیّت اصلی آن به گردن مسئولان رده بالای جمهوری اسلامی است، تعداد متناسبی طنابِ دار برای بانیان محلّی مراسم، و تعداد بیشتری حکم حبس، تبعید و جریمه سنگین برای آن دیگرانی که در این جرم فاشیستی ضد امنیّت ملّی مشارکت و مباشرت جدّی داشته، نوشته شده و در جایی مضبوط است.
عدالت همین امسال اجراء میشود. جمهوری اسلامی زمان زیادی ندارد. این را ملّت ایران میداند و برای نبرد نهایی آماده میشود.
شاه میاد به خونه
ضحّاک سرنگونه!
دهنکجی رژیم ملوکالطوایفی جمهوری اسلامی به شعارهای ملّیگرایانه و پادشاهیخواهانه مردم ایران آن است حدود چندهزار نفر از روستاییانی را که بهلحاظ فیزیکی ساکن شهر شده، امّا شهروند نیستند، به بهانه اجرای مراسم مذهبی، ناخواسته وارد بازی فاشیستی میکند که روحشان نیز خبر ندارد. آنگاه تعدادی از عوامل نفرتپراکن خود را که در گوشهای برای روز مبادا آماده نگاه داشته، در شهری که همواره به تساهل و تسامح و رفتار مدنی با تکثّرها مشهور بوده است، بسیج میکند، گویی اینجا ایران نیست، عثمانی است. بدیهی است که ملّت ایران نیم قرن است که فرق میتینگهای حکومتی را با مراسم مردمی میداند. پاسخ ملّت ایران به چراغ سبز جمهوری اسلامی برای برگزاری این میتینگ فاشیستی، قیام و اسقاط آنها خواهد بود.
خبر اینکه با توجّه به ابعاد جرم، علیرغم آنکه مسئولیّت اصلی آن به گردن مسئولان رده بالای جمهوری اسلامی است، تعداد متناسبی طنابِ دار برای بانیان محلّی مراسم، و تعداد بیشتری حکم حبس، تبعید و جریمه سنگین برای آن دیگرانی که در این جرم فاشیستی ضد امنیّت ملّی مشارکت و مباشرت جدّی داشته، نوشته شده و در جایی مضبوط است.
عدالت همین امسال اجراء میشود. جمهوری اسلامی زمان زیادی ندارد. این را ملّت ایران میداند و برای نبرد نهایی آماده میشود.
شاه میاد به خونه
ضحّاک سرنگونه!
فراخوانی مقام سلطنت به قیام ملّی !
جمهوری اسلامی دشمن ملت ایران و وحدت ملی ایرانیان است. خمینی در ائتلاف با تجزیهطلبان و ایرانستیزان، دولت ملی در ایران را سرنگونکرد و اینک خامنهای، هراسان از سقوط حتمی و نزدیک جمهوری اسلامی، تخم تفرقه میپاشد تا ملت ایران را از آشوب و بحران بهراساند. ملت ایران اما به درستی آینده خود را در آینه همبستگی ملی میبیند که جلوههای آن در گردهماییهای شکوهمند چهارشنبهسوری و نوروز با همنوایی سرود میهنی #ای_ایران و طنینانداز شدن شعارهای ایرانگرایانه نمایان شد.
آنجا که جمهوری اسلامی علف هرز تفرقه میکارد ما بذر همبستگی ملی میافشانیم. آنگاه که ارتجاع سرخ و سیاه، نغمه شوم دشمنی سر میدهد ما سرود اتحاد ملی میخوانیم.
مناسبتها و آیینهای ملی ریسمان همبستگی و درهمتنیدگی ما هستند. همچون چهارشنبهسوری و نوروز، آیین ملی #سیزده_بدر را به جلوه دیگری از همبستگی ملی بدل خواهیم کرد. ما مردم میهنپرست ایران از هر مذهب و باور و تبار، ایرانی هستیم. پدران و مادران و نیاکان ما ایرانی بودهاند و دختران و پسران و نوادگان ما ایرانی خواهند بود. مملکت ما ایران است و گوشه گوشه ایران از آنِ ماست؛ از آنِ همه ما. همراه یکدیگر ایران را پس خواهیم گرفت و دوباره خواهیم ساخت.
جمهوری اسلامی دشمن ملت ایران و وحدت ملی ایرانیان است. خمینی در ائتلاف با تجزیهطلبان و ایرانستیزان، دولت ملی در ایران را سرنگونکرد و اینک خامنهای، هراسان از سقوط حتمی و نزدیک جمهوری اسلامی، تخم تفرقه میپاشد تا ملت ایران را از آشوب و بحران بهراساند. ملت ایران اما به درستی آینده خود را در آینه همبستگی ملی میبیند که جلوههای آن در گردهماییهای شکوهمند چهارشنبهسوری و نوروز با همنوایی سرود میهنی #ای_ایران و طنینانداز شدن شعارهای ایرانگرایانه نمایان شد.
آنجا که جمهوری اسلامی علف هرز تفرقه میکارد ما بذر همبستگی ملی میافشانیم. آنگاه که ارتجاع سرخ و سیاه، نغمه شوم دشمنی سر میدهد ما سرود اتحاد ملی میخوانیم.
مناسبتها و آیینهای ملی ریسمان همبستگی و درهمتنیدگی ما هستند. همچون چهارشنبهسوری و نوروز، آیین ملی #سیزده_بدر را به جلوه دیگری از همبستگی ملی بدل خواهیم کرد. ما مردم میهنپرست ایران از هر مذهب و باور و تبار، ایرانی هستیم. پدران و مادران و نیاکان ما ایرانی بودهاند و دختران و پسران و نوادگان ما ایرانی خواهند بود. مملکت ما ایران است و گوشه گوشه ایران از آنِ ماست؛ از آنِ همه ما. همراه یکدیگر ایران را پس خواهیم گرفت و دوباره خواهیم ساخت.
ایرانِ بزرگِ فرهنگی
Photo
روش پیروزی در نبرد ۱۳بدر :
هر جنگ از رشته نبردهایی تشکیل شده که با تاکتیکها مختلف، به سوی مقصودی غایی (هدف سیاسی) در جریان اند. مقصود ما از این جنگ بازگشت پادشاهی، احیاء نظام حکومت قانون و بر تخت نشستن رضاشاه دوم است.
اما هدف مقطعی (هدف جنگی) ما از این عملیات، سرنگونی جمهوری اسلامی است.
در تکتک این زنجیره نبردها تا نبرد نهایی، که هدف جنگ را محقّق میکند، میبایست در جزئیات دقّت کرد تا در همه آنها پیروزی حاصل شود.
زیرا ترکیدن لاستیک فقط یک تریلی، میتواند منجر به وقفه در حرکت کاروان جنگی بشود و یا به شکست کل عملیات لجستیکی ارتش منتهی بشود؛ پس تمامی لوازم و امکانات ما باید از پیش بررسی دقیق شده باشند، تا از کارایی حداکثری آن اطمینان حاصل شود.
بنابراین:
در این اوّلین نبرد که در روز سیزدهبدر رخ میدهد، حجم ویدئوهایی که در سه سطح فردی، خانوادگی و قیام عمومی گرفته میشود باید به اندازهای باشد که:
۱. نشاندهنده عمومی بودن آن در بین تمامی اقشار مردم باشد.
۲. بهلحاظ جغرافیایی همهگیری آن را در هر شهر و روستا و استان نمایش بدهد.
۳. مشخصا گویای آن باشد که این جنبش در پاسخ به فرمان اعلیحضرت (پیشبرنده هدف سیاسی) ایجاد شده.
شعارها:
نخست به حکم اعلیحضرت، سرود ایایران خوانده شود. سپس در صورت مناسب بودن فضا شعارهای ملّی و پادشاهیخواهانه سرداده شود..
هر جنگ از رشته نبردهایی تشکیل شده که با تاکتیکها مختلف، به سوی مقصودی غایی (هدف سیاسی) در جریان اند. مقصود ما از این جنگ بازگشت پادشاهی، احیاء نظام حکومت قانون و بر تخت نشستن رضاشاه دوم است.
اما هدف مقطعی (هدف جنگی) ما از این عملیات، سرنگونی جمهوری اسلامی است.
در تکتک این زنجیره نبردها تا نبرد نهایی، که هدف جنگ را محقّق میکند، میبایست در جزئیات دقّت کرد تا در همه آنها پیروزی حاصل شود.
زیرا ترکیدن لاستیک فقط یک تریلی، میتواند منجر به وقفه در حرکت کاروان جنگی بشود و یا به شکست کل عملیات لجستیکی ارتش منتهی بشود؛ پس تمامی لوازم و امکانات ما باید از پیش بررسی دقیق شده باشند، تا از کارایی حداکثری آن اطمینان حاصل شود.
بنابراین:
در این اوّلین نبرد که در روز سیزدهبدر رخ میدهد، حجم ویدئوهایی که در سه سطح فردی، خانوادگی و قیام عمومی گرفته میشود باید به اندازهای باشد که:
۱. نشاندهنده عمومی بودن آن در بین تمامی اقشار مردم باشد.
۲. بهلحاظ جغرافیایی همهگیری آن را در هر شهر و روستا و استان نمایش بدهد.
۳. مشخصا گویای آن باشد که این جنبش در پاسخ به فرمان اعلیحضرت (پیشبرنده هدف سیاسی) ایجاد شده.
شعارها:
نخست به حکم اعلیحضرت، سرود ایایران خوانده شود. سپس در صورت مناسب بودن فضا شعارهای ملّی و پادشاهیخواهانه سرداده شود..
ایرانِ بزرگِ فرهنگی
فراخوانی مقام سلطنت به قیام ملّی ! جمهوری اسلامی دشمن ملت ایران و وحدت ملی ایرانیان است. خمینی در ائتلاف با تجزیهطلبان و ایرانستیزان، دولت ملی در ایران را سرنگونکرد و اینک خامنهای، هراسان از سقوط حتمی و نزدیک جمهوری اسلامی، تخم تفرقه میپاشد تا ملت ایران…
چند نکته کلیدی درباره نبرد ۱۳بدر
۱. پیروزی در این نبرد بهنسبت آسان است.
۲. اگر چه پیروزی آسان حاصل میشود، امّا نتایج بسیار مهمی برای جبهه ملّیگرایان دارد.
۳. نسبت به آسان بودن حصول پیروزی در مقایسه با نتایج مهمی که حاصل خواهد شد، این نبرد را کاملا میبایست جدّی گرفت و در پیروزی آن به سختی کوشید. این نبردی استراتژیک است. چون زمین جنگ را و میزان قدرت ادوات ما را نمایش خواهد داد.
۳. تظاهرات ایرانیان خارج از کشور تنها نقش مکمل قیام مردمی داخل ایران را دارد. به این معنیپا که در زمانی که شعله آتش جنبش در ایران فرومیخوابد، جنبشهای خارج از کشور از آنجا که در مکان امنتری قرار دارند، اتش را زنده نگاه میدارند. موازیکاری به قصد خودنمایی قدغن است!
۴. زمین نبرد ۱۳بدر "داخل ایران" است. اگرچه مهم است ایرانیان خارج از کشور هم مشارکت کنند، امّا بهلحاظ تبلیغاتی بههیچ عنوان نباید که مرکز ثقل به خارج منتقل شود. یعنی ایرانیان داخل خیال کنند که بار پیروزی در نبرد از روی دوش آنها برداشته شده. پس تمرکز ایرانیان خارج از کشور تنها باید به انعکاس جنبش ملّی داخل کشور باشد. ولو تظاهراتی هم در خارج رخ بدهد تحت هیچ عنوان نباید آنچه در داخل رخ میدهد را بهلحاظ تبلیغاتی خنثی کند.
۱. پیروزی در این نبرد بهنسبت آسان است.
۲. اگر چه پیروزی آسان حاصل میشود، امّا نتایج بسیار مهمی برای جبهه ملّیگرایان دارد.
۳. نسبت به آسان بودن حصول پیروزی در مقایسه با نتایج مهمی که حاصل خواهد شد، این نبرد را کاملا میبایست جدّی گرفت و در پیروزی آن به سختی کوشید. این نبردی استراتژیک است. چون زمین جنگ را و میزان قدرت ادوات ما را نمایش خواهد داد.
۳. تظاهرات ایرانیان خارج از کشور تنها نقش مکمل قیام مردمی داخل ایران را دارد. به این معنیپا که در زمانی که شعله آتش جنبش در ایران فرومیخوابد، جنبشهای خارج از کشور از آنجا که در مکان امنتری قرار دارند، اتش را زنده نگاه میدارند. موازیکاری به قصد خودنمایی قدغن است!
۴. زمین نبرد ۱۳بدر "داخل ایران" است. اگرچه مهم است ایرانیان خارج از کشور هم مشارکت کنند، امّا بهلحاظ تبلیغاتی بههیچ عنوان نباید که مرکز ثقل به خارج منتقل شود. یعنی ایرانیان داخل خیال کنند که بار پیروزی در نبرد از روی دوش آنها برداشته شده. پس تمرکز ایرانیان خارج از کشور تنها باید به انعکاس جنبش ملّی داخل کشور باشد. ولو تظاهراتی هم در خارج رخ بدهد تحت هیچ عنوان نباید آنچه در داخل رخ میدهد را بهلحاظ تبلیغاتی خنثی کند.
نزدیک به ۱۲۰۰ سال پیش یک ایرانی مسیحی در قسطنطنیه (استانبول امروزی) درگذشته است. نوشتهای به زبان پارسی میانه، بر مزار او با این عبارات وجود دارد :
ēn gōr Hurdād [pusar ī Ohrmazdāfrīd] rāy ast, kū-š xvadāy bē āmurzād. az mān ī Ērānšahr, az rōdestāg Zargān, az deh Xišt
این گور، خرداد، پسرِ هرمزدآفرید را است، که خدایش بیامرزاد. از سرزمین «ایرانشهر» از روستای زرگان، از دِه خشت
ēn gōr Hurdād [pusar ī Ohrmazdāfrīd] rāy ast, kū-š xvadāy bē āmurzād. az mān ī Ērānšahr, az rōdestāg Zargān, az deh Xišt
این گور، خرداد، پسرِ هرمزدآفرید را است، که خدایش بیامرزاد. از سرزمین «ایرانشهر» از روستای زرگان، از دِه خشت
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
زادروز اشو زرتشت فرخنده باد 🔥
گاهان (گاتاها)، سرودههای مینوی اَشو زرتشت آموزگار فلسفه و اخلاق میباشد و کهنترین بخش اوستا است. گاهان را میتوان نخستین منظومه ایرانی دانست که نوای آن و ترجمه فارسی آن در قطعه فوق فراهم آمده است. گاهان دارای پنج بخش و ۱۷ هات (فصل) است.
پنج بخش آن عبارتاند از:
اهنودگات
اشتودگات
سپنتمدگات
وهدخشتر
و هیشتواشت گات
درونمایه گاهان دعوت و فراخواندن مردم به یکتاپرستی، درستی، اندیشه نیک، گفتار نیک، کردار نیک، کار و کوشش است که به صورت موزون (سرود، نظم و شعر) آمده است.
این بخش نخست گاهان، سرودههای زرتشت است.
https://youtube.com/shorts/0UrWMkBoZjY?si=5j7HboA4FHj8NbFk
گاهان (گاتاها)، سرودههای مینوی اَشو زرتشت آموزگار فلسفه و اخلاق میباشد و کهنترین بخش اوستا است. گاهان را میتوان نخستین منظومه ایرانی دانست که نوای آن و ترجمه فارسی آن در قطعه فوق فراهم آمده است. گاهان دارای پنج بخش و ۱۷ هات (فصل) است.
پنج بخش آن عبارتاند از:
اهنودگات
اشتودگات
سپنتمدگات
وهدخشتر
و هیشتواشت گات
درونمایه گاهان دعوت و فراخواندن مردم به یکتاپرستی، درستی، اندیشه نیک، گفتار نیک، کردار نیک، کار و کوشش است که به صورت موزون (سرود، نظم و شعر) آمده است.
این بخش نخست گاهان، سرودههای زرتشت است.
https://youtube.com/shorts/0UrWMkBoZjY?si=5j7HboA4FHj8NbFk
و ششم فروردینماه، زرتشت چون از دوغدو زاده شد، خندید! 🔥
چو يک چند سالان برآمد برين
درختی پديد آمد اندر زمين
در ايوان گُشتاسپ بر سوی کاخ
درختی گَشَن بود بسيار شاخ
همه برگ وی پند و بارش خِرَد
کسی کو خِرَد پرورد کِی مِرَد
خجستهپی و نام او زردهُشت
که آهِرمن بدکُنِش را بکشت
به شاه کيان گفت: «پيغمبرم!
سوی تو خرد رهنمون آورم»
https://youtube.com/shorts/0UrWMkBoZjY?si=R9RyxtDe8qB6FcvB
چو يک چند سالان برآمد برين
درختی پديد آمد اندر زمين
در ايوان گُشتاسپ بر سوی کاخ
درختی گَشَن بود بسيار شاخ
همه برگ وی پند و بارش خِرَد
کسی کو خِرَد پرورد کِی مِرَد
خجستهپی و نام او زردهُشت
که آهِرمن بدکُنِش را بکشت
به شاه کيان گفت: «پيغمبرم!
سوی تو خرد رهنمون آورم»
https://youtube.com/shorts/0UrWMkBoZjY?si=R9RyxtDe8qB6FcvB
Audio
Audio Editor
سخنرانی بهرام روشنضمیر با عنوان ایرانشهر، ایرانشهر، جهانشهر، در بنیاد فرهنگ ایران و انیران با حضور دکتر اسماعیل سنگاری
سخنران در این فرصت تلاش میکند در پی مقالاتی که در این باره به چاپ رسانده نشان دهد که «ایرانشهر» معادل یا برابر قلمرو شاهنشاهی ساسانیان نیست، بلکه این شاهنشاهی شامل دو بخش درونی (ایرانشهر) و بیرونی (ایرانشهر) میشده است و بخش درونی یک «مفهوم» تاریخی - فرهنگی - جغرافیایی بوده است که تا امروز به یادگار مانده است: ایران.
به این ترتیب بخش بیرونی با از دست رفتن شاهنشاهی (به بیان اروپایی: امپراتوری) از دست رفته است و بخش درونی مانده است. به بیان دیگر، ایران امروز نتیجه تجزیه و باقیماندن بخشهایی از ایران «بزرگ» قدیمی نیست، بلکه ایران ما اصالتی جغرافیایی - تاریخی - هویتی دارد و نتیجه چند شکست و پیروزی و حادثه نیست و مرزهای آن بر خلاف ادعاهای جریانات رمانتیک پانایرانیستی و ناسیونالیستی احیاگر، حقیقی و اصیلاند.
سخنران در این فرصت تلاش میکند در پی مقالاتی که در این باره به چاپ رسانده نشان دهد که «ایرانشهر» معادل یا برابر قلمرو شاهنشاهی ساسانیان نیست، بلکه این شاهنشاهی شامل دو بخش درونی (ایرانشهر) و بیرونی (ایرانشهر) میشده است و بخش درونی یک «مفهوم» تاریخی - فرهنگی - جغرافیایی بوده است که تا امروز به یادگار مانده است: ایران.
به این ترتیب بخش بیرونی با از دست رفتن شاهنشاهی (به بیان اروپایی: امپراتوری) از دست رفته است و بخش درونی مانده است. به بیان دیگر، ایران امروز نتیجه تجزیه و باقیماندن بخشهایی از ایران «بزرگ» قدیمی نیست، بلکه ایران ما اصالتی جغرافیایی - تاریخی - هویتی دارد و نتیجه چند شکست و پیروزی و حادثه نیست و مرزهای آن بر خلاف ادعاهای جریانات رمانتیک پانایرانیستی و ناسیونالیستی احیاگر، حقیقی و اصیلاند.
۱۳بدرِ سرنگونی !
در لحظه تحویل سال نو، شعارهایی سَردادهشد که اصل نظام را نشانه رفته بود. آنطور که از شعارها هویدا بود، مردم بهعنوان بدن سیاسی شاه، از ولیعهد دعوت میکردند تا بدن طبیعی خویش را در راه سرنگونی رژیم ضحّاکی با قیام ملّی آنان عجین کند. این بیانیههای مردمی از سوی جا چنان جدّی گرفته شد، که بلافاصله با نشان دادن چراغ سبز به تعدادی تجزیهطلب، کوشید تا با نفرتپراکنیقومی به مقابله با جنبش شهروندانهای که میترسید از همین نوروز آغاز شود، بپردازد. این همان پاس گلی بود که به مردم خسته از فرقهبازیهای رژیم داده شد. فرصتی فراهم شد تا ولیعهد برای حضور سیاسی در جشن ۱۳بدر، فراخوان بدهند.
نکات کلیدی در «رزمآیش ۱۳بدر»
۱. بهلحاظ استراتژیکی تثبیت «وحدت ملّی» به حُکم «رضاشاه دوم»، یعنی استحکام رابطه اتّحاد شهروندان با یکدیگر در کنار فرمانبرداری از رهبر ارتش، تمام آنچیزی است که هدف ما است. این نبرد در واقع رزمآیشی جهت ایجاد آمادگی برای نبردهای آینده است، تا مردم قدرت خود را محک بزنند و شاه نیروی مردمی خود را بسنجد. هدف ایجاد اعتمادی دوطرفه برای نبردهای آینده است.
۲. این اوّلین نبرد جدّی در سلسله نبردهای جنگ سقوط جا است. رزمآیشی که پیروزی در آن آسان است. چون تنها وظیفه سربازانهای که جهت پیروزی به رزمندگان محوّل شده، خواندن سرود «ای ایران» است. خواندن این سرود هیچ هزینهای برای کسی ندارد. ازیننظر کلّ جمعیّتی که در ۱۳بدر بهسر میبرد میتوانند سرود وحدت را با غرضی سیاسی منتها به وجه عمومی بخوانند.
۳. از میان جمعیّتی که سرود وحدت میخوانند، عدّه بسیاری هستند که از آن فراتر میروند و شعارهای پادشاهیخواهانه سر میدهند. اگرچه با خواندن همان سرود وحدت، پیروزی کافی حاصل میشود، امّا فرارفتن از آن، معادلات جنگی را کاملا به سود ما تغییر خواهد داد. در این راستا اگر بتوان شواهد تبلیغاتی کافی از حضور گسترده همهی اقشار جامعه و همه شهرها در این نبرد فراهم کرد، این پیروزی را اگرچه آسان حاصل شده، به بردی استراتژیک تبدیل خواهد کرد. نسبت به آسان بودن حصول پیروزی در مقایسه با نتایج مهمی که حاصل خواهد شد، این نبرد را کاملا میبایست جدّی گرفت و در پیروزی آن به سختی کوشید. این نبردی استراتژیک است. چون زمین جنگ را و میزان قدرت ادوات ما را نمایش خواهد داد.
۳. زمین نبرد ۱۳بدر «داخل ایران» است. بهلحاظ تبلیغاتی بههیچ عنوان نباید که مرکز ثقل به خارج منتقل شود. یعنی ایرانیان داخل نباید تصوّر کنند که بار پیروزی در نبرد از روی دوش آنها برداشته شده و به ایرانیان خارج منتقل شده؛ پس تمرکز ایرانیان خارج از کشور تنها باید به انعکاس جنبش ملّی داخل کشور باشد. ولو تظاهراتی هم در خارج رخ بدهد تحت هیچ عنوان نباید آنچه را در داخل رخ میدهد، بهلحاظ تبلیغاتی خنثی کند. تظاهرات ایرانیان خارج از کشور تنها نقش مکمل قیام مردمی داخل ایران را دارند. بدینترتیب که در زمانهایی که شعله آتش جنبش در ایران فرومیخوابد، جنبشهای خارج از کشور، اتش را زنده نگاه میدارند. موازیکاری به قصد خودنمایی قدغن است!
تاکتیک مبارزه:
۱. دعوت رضاشاه دوم جهت سرود وحدت را برای همه دوستان و خانواده خویش میفرستیم.
۲. از یاران موافق درخواست تشکیل حلقههای اتحاد میکنیم، تا در روز سیزدهبدر در ۵ سطح خانهها، کوچهها، خیابانها، مراکز فرهنگی، و دشتها سرود وحدت بخوانند.
۳. در بخش تبلیغاتی واجب است ویدئوهای فراوانی گرفته شده و جهت پخش عمومی آماده شود. چون سرود وحدتی که به نظر همگان نرسد، اتشی منفرد است که آتش جنبش ملّی را چندان تغذیه نخواهد کرد.
نبردِ تبلیغاتی:
در این رزمآیش که در روز سیزدهبدر رخ میدهد، حجم ویدئوهایی که در سه سطح فردی، خانوادگی و قیام عمومی گرفته میشود واجب است به حدّی زیاد باشند که:
۱. نشاندهنده عمومی بودن آن در بین تمامی اقشار مردم باشد.
۲. بهلحاظ جغرافیایی همهگیری آن را در هر شهر و روستا و استان نمایش بدهد.
۳. گویای آن باشد که این جنبش در پاسخ به فرمان اعلیحضرت (پیشبرنده هدف سیاسی) ایجاد شده است.
قوای دشمن:
بیهیچ تردیدی جا در آمادهباش کامل خواهد بود و تمامی قوای خود از جمله تجزیهطلبان را به خدمت فرامیخواند. مراکز فرهنگی را اگر نبندد کنترل میکند، یا تریبونهایی جهت دزدیدن شعارها ترتیب میدهد یا میکوشد تا بساط جمعیّت را بر هم بریزد. در هر صورت، اسلحه ما امّا ساده و برّنده است: خواندن سرود ای ایران.
نتیجهگیری:
پیروزی در این نبرد، آسان امّا مهم است. مردم را به حضور یکدیگر در قیامهای آینده مطمئن میکند و دل رضاشاه را نسبت به فرمانپذیری ملّت در دعوت بعدی قرص میکند. نیروی تبلیغاتی جا و تجزیهطلبان به هزیمت میروند، نیروهای نیابتی حائل جا در داخل و خارج بهکنار رانده شده تا زمینه برای فینال بین مزدوران خامنهای و ملّتِ شاهزاده آماده شود.
در لحظه تحویل سال نو، شعارهایی سَردادهشد که اصل نظام را نشانه رفته بود. آنطور که از شعارها هویدا بود، مردم بهعنوان بدن سیاسی شاه، از ولیعهد دعوت میکردند تا بدن طبیعی خویش را در راه سرنگونی رژیم ضحّاکی با قیام ملّی آنان عجین کند. این بیانیههای مردمی از سوی جا چنان جدّی گرفته شد، که بلافاصله با نشان دادن چراغ سبز به تعدادی تجزیهطلب، کوشید تا با نفرتپراکنیقومی به مقابله با جنبش شهروندانهای که میترسید از همین نوروز آغاز شود، بپردازد. این همان پاس گلی بود که به مردم خسته از فرقهبازیهای رژیم داده شد. فرصتی فراهم شد تا ولیعهد برای حضور سیاسی در جشن ۱۳بدر، فراخوان بدهند.
نکات کلیدی در «رزمآیش ۱۳بدر»
۱. بهلحاظ استراتژیکی تثبیت «وحدت ملّی» به حُکم «رضاشاه دوم»، یعنی استحکام رابطه اتّحاد شهروندان با یکدیگر در کنار فرمانبرداری از رهبر ارتش، تمام آنچیزی است که هدف ما است. این نبرد در واقع رزمآیشی جهت ایجاد آمادگی برای نبردهای آینده است، تا مردم قدرت خود را محک بزنند و شاه نیروی مردمی خود را بسنجد. هدف ایجاد اعتمادی دوطرفه برای نبردهای آینده است.
۲. این اوّلین نبرد جدّی در سلسله نبردهای جنگ سقوط جا است. رزمآیشی که پیروزی در آن آسان است. چون تنها وظیفه سربازانهای که جهت پیروزی به رزمندگان محوّل شده، خواندن سرود «ای ایران» است. خواندن این سرود هیچ هزینهای برای کسی ندارد. ازیننظر کلّ جمعیّتی که در ۱۳بدر بهسر میبرد میتوانند سرود وحدت را با غرضی سیاسی منتها به وجه عمومی بخوانند.
۳. از میان جمعیّتی که سرود وحدت میخوانند، عدّه بسیاری هستند که از آن فراتر میروند و شعارهای پادشاهیخواهانه سر میدهند. اگرچه با خواندن همان سرود وحدت، پیروزی کافی حاصل میشود، امّا فرارفتن از آن، معادلات جنگی را کاملا به سود ما تغییر خواهد داد. در این راستا اگر بتوان شواهد تبلیغاتی کافی از حضور گسترده همهی اقشار جامعه و همه شهرها در این نبرد فراهم کرد، این پیروزی را اگرچه آسان حاصل شده، به بردی استراتژیک تبدیل خواهد کرد. نسبت به آسان بودن حصول پیروزی در مقایسه با نتایج مهمی که حاصل خواهد شد، این نبرد را کاملا میبایست جدّی گرفت و در پیروزی آن به سختی کوشید. این نبردی استراتژیک است. چون زمین جنگ را و میزان قدرت ادوات ما را نمایش خواهد داد.
۳. زمین نبرد ۱۳بدر «داخل ایران» است. بهلحاظ تبلیغاتی بههیچ عنوان نباید که مرکز ثقل به خارج منتقل شود. یعنی ایرانیان داخل نباید تصوّر کنند که بار پیروزی در نبرد از روی دوش آنها برداشته شده و به ایرانیان خارج منتقل شده؛ پس تمرکز ایرانیان خارج از کشور تنها باید به انعکاس جنبش ملّی داخل کشور باشد. ولو تظاهراتی هم در خارج رخ بدهد تحت هیچ عنوان نباید آنچه را در داخل رخ میدهد، بهلحاظ تبلیغاتی خنثی کند. تظاهرات ایرانیان خارج از کشور تنها نقش مکمل قیام مردمی داخل ایران را دارند. بدینترتیب که در زمانهایی که شعله آتش جنبش در ایران فرومیخوابد، جنبشهای خارج از کشور، اتش را زنده نگاه میدارند. موازیکاری به قصد خودنمایی قدغن است!
تاکتیک مبارزه:
۱. دعوت رضاشاه دوم جهت سرود وحدت را برای همه دوستان و خانواده خویش میفرستیم.
۲. از یاران موافق درخواست تشکیل حلقههای اتحاد میکنیم، تا در روز سیزدهبدر در ۵ سطح خانهها، کوچهها، خیابانها، مراکز فرهنگی، و دشتها سرود وحدت بخوانند.
۳. در بخش تبلیغاتی واجب است ویدئوهای فراوانی گرفته شده و جهت پخش عمومی آماده شود. چون سرود وحدتی که به نظر همگان نرسد، اتشی منفرد است که آتش جنبش ملّی را چندان تغذیه نخواهد کرد.
نبردِ تبلیغاتی:
در این رزمآیش که در روز سیزدهبدر رخ میدهد، حجم ویدئوهایی که در سه سطح فردی، خانوادگی و قیام عمومی گرفته میشود واجب است به حدّی زیاد باشند که:
۱. نشاندهنده عمومی بودن آن در بین تمامی اقشار مردم باشد.
۲. بهلحاظ جغرافیایی همهگیری آن را در هر شهر و روستا و استان نمایش بدهد.
۳. گویای آن باشد که این جنبش در پاسخ به فرمان اعلیحضرت (پیشبرنده هدف سیاسی) ایجاد شده است.
قوای دشمن:
بیهیچ تردیدی جا در آمادهباش کامل خواهد بود و تمامی قوای خود از جمله تجزیهطلبان را به خدمت فرامیخواند. مراکز فرهنگی را اگر نبندد کنترل میکند، یا تریبونهایی جهت دزدیدن شعارها ترتیب میدهد یا میکوشد تا بساط جمعیّت را بر هم بریزد. در هر صورت، اسلحه ما امّا ساده و برّنده است: خواندن سرود ای ایران.
نتیجهگیری:
پیروزی در این نبرد، آسان امّا مهم است. مردم را به حضور یکدیگر در قیامهای آینده مطمئن میکند و دل رضاشاه را نسبت به فرمانپذیری ملّت در دعوت بعدی قرص میکند. نیروی تبلیغاتی جا و تجزیهطلبان به هزیمت میروند، نیروهای نیابتی حائل جا در داخل و خارج بهکنار رانده شده تا زمینه برای فینال بین مزدوران خامنهای و ملّتِ شاهزاده آماده شود.