اولین باری که کم میاری ، شروع می کنی به گریه کردن...
بار دوم به رفیقت میگی ، بار سوم میریزی تو خودت ، بار چهارم میشکنی...
بار پنجم روانی و بی احساس میشی ، از اونجا به بعد دیگه برات مهم نیست :) می خندی...
خنده بر لب می زنیم تا کس نداند راز ما
ورنه این دنیا که ما دیدیم خندیدن نداشت.. 🖤🙃
@Mhkrgri
بار دوم به رفیقت میگی ، بار سوم میریزی تو خودت ، بار چهارم میشکنی...
بار پنجم روانی و بی احساس میشی ، از اونجا به بعد دیگه برات مهم نیست :) می خندی...
خنده بر لب می زنیم تا کس نداند راز ما
ورنه این دنیا که ما دیدیم خندیدن نداشت.. 🖤🙃
@Mhkrgri
باختیم آخر این بازی همه دست زدند...
وقت تنهایی همه کوچه بن بست زدند
آسمان بار امانت نتوانست کشید
قرعه فال به اقبال من مست زدند
#کنکور_سراسری
#کارگری
@MhKrgri💔💔
instagram.com/mh_kargari
وقت تنهایی همه کوچه بن بست زدند
آسمان بار امانت نتوانست کشید
قرعه فال به اقبال من مست زدند
#کنکور_سراسری
#کارگری
@MhKrgri💔💔
instagram.com/mh_kargari
می روم شاید فراموشم کنید
با فراموشی هم آغوشم کنید
.
.
.
بالاخره یهروز عقلم کامل میشه، شجاعت و جسارتم به حداکثر میرسه و خودکشی میکنم.
@MhKrgri💔💔
instagram.com/mh_kargari
با فراموشی هم آغوشم کنید
.
.
.
بالاخره یهروز عقلم کامل میشه، شجاعت و جسارتم به حداکثر میرسه و خودکشی میکنم.
@MhKrgri💔💔
instagram.com/mh_kargari
کلا زندگیمون ختم این کار شده..
سعی برا خوابیدن و تلاش برای بیدار نشدن😬💔🤞
کاش ای کاش ک چشم باز نمیشد فردا
یا که این سینه نمیشد به نفس وابسته
@MhKrgri💔💔
instagram.com/mh_kargari
سعی برا خوابیدن و تلاش برای بیدار نشدن😬💔🤞
کاش ای کاش ک چشم باز نمیشد فردا
یا که این سینه نمیشد به نفس وابسته
@MhKrgri💔💔
instagram.com/mh_kargari
گاهی وقتا لال میشی ، زبونت دیگه واسه عذر خواهی هم نمی چرخه🙁😶
چی بگم خب حق دارن دیگه...
یک دفعه شد من بیایم رو سفید؟
لحظه ای از من نباشی نا امید؟
داد و فریاد و جدالم را نبین
هارت و پورت ادعایم را نبین
من که میمیرم برایت جان بخواه
زندگی ام نیست جز افسوس و آه
اینک اما خسته و تنها منم
بد بیاری بد بیاری پشت هم
خواستم باهم بگردیم دور شهر
تا بخندی چندی از ایام دهر
یا اگر روزی بیایم خانه من
حس کنی مرد آمدم جانان من
حیییف شد ، شوق تو از بین رفته است
ذره ذوقی هم که داشتی رفته است
ترس من آنست که گویند پر کشید
قبل رفتن بچه ی خود را ندید
.
.
.
مادرم
شرمنده ام ، شرمنده ام
سر به زیر افکنده ام
شرمنده ام...
🙁💔🚶♂️
چی بگم خب حق دارن دیگه...
یک دفعه شد من بیایم رو سفید؟
لحظه ای از من نباشی نا امید؟
داد و فریاد و جدالم را نبین
هارت و پورت ادعایم را نبین
من که میمیرم برایت جان بخواه
زندگی ام نیست جز افسوس و آه
اینک اما خسته و تنها منم
بد بیاری بد بیاری پشت هم
خواستم باهم بگردیم دور شهر
تا بخندی چندی از ایام دهر
یا اگر روزی بیایم خانه من
حس کنی مرد آمدم جانان من
حیییف شد ، شوق تو از بین رفته است
ذره ذوقی هم که داشتی رفته است
ترس من آنست که گویند پر کشید
قبل رفتن بچه ی خود را ندید
.
.
.
مادرم
شرمنده ام ، شرمنده ام
سر به زیر افکنده ام
شرمنده ام...
🙁💔🚶♂️
بذارید برید ، ما عادت کردیم به کسایی ک ترکمون می کنن و دیگه برنمیگردن 😅🤞
آنقدر نبودی ک تو را یار ببینم
دلواپس و دلبسته و دلدار ببینم...
آنقدر نبودی ک تو را یار ببینم
دلواپس و دلبسته و دلدار ببینم...
خسته ام خسته تر از انکه بگویم چه شده
تو خودت درک بکن عمق همین فاجعه را
نو کپشن... 🙃
تو خودت درک بکن عمق همین فاجعه را
نو کپشن... 🙃
از داد و وداد آن همه گفتند و نکردند
یارب چقدر فاصلهی دست و زبان است
خون می چکد از سینه در این کنج صبوری
این صبر که من می کنم افشردن جان است
•| هوشنگ ابتهاج
یارب چقدر فاصلهی دست و زبان است
خون می چکد از سینه در این کنج صبوری
این صبر که من می کنم افشردن جان است
•| هوشنگ ابتهاج
میخواستم بگویمش، اما گریست چشم
آری همیشه بارِ زبان را کشید چشم
شاعر را نمیدانم ، اطلاعی ندارم 🤷♂
آری همیشه بارِ زبان را کشید چشم
شاعر را نمیدانم ، اطلاعی ندارم 🤷♂