group-telegram.com/anjomankordibayan/116
Last Update:
🟣 شعرْ نظمبخشیِ خیالی به واقعیت در زبان و از طریق کار تخیل است. شعر فرآیند «چینش، ژرفسازی و افسونسازی» جهان است و این افسونسازی را باید در اینجا به معنای تحتاللفظی کلمه فهمید، هم به معنای با آواز کشاندن جهان به هستی و هم ساحرانه دگرگون ساختن آن، افسون کردن جهان با طلسم تخیل، جهانی طلسم شده با کلمات اما با این همه جهانی از آنِ ما.
به این معنا شعر نوعی سحر است، دگردیسی جهان به کلماتی است که ایدهای از نظام پدید میآورند، حتا اگر نظامی داستانی باشد. نه تنها این نظام فقط داستانی است بلکه به نظر میرسد نکتهی فلسفی و عمیقترِ استیونس آن است که تنها نظام ممکن واقعیتْ [نظامبخشی] داستانی است. به این معنا نظامهای واقعیتی که دین، علم، هنر، روانکاوی، پیراروانشناسی، طالعبینی و غیره ارائه میکنند همگی داستاناند. (روشن است که همهی آنها داستانهایی با ارزشهایی یکسان نیستند، زیرا آنها میبایست به واقعیت چسبیده باشند). ...
شعر اجازه میدهد داستان را به مثابه داستان ببینیم و نظارهگر داستانوارگی یا پیشامدیِ جهان باشیم. جهان چیزی است که تو آن را میسازی. فاکتِ جهان یک فاکتوم است: یک کار، عمل، ساخته. چنین است کار سنجشگرانهی شعر که میتوان در قالبی کانتی آن را با چرخش کپرنیکی مقایسه کرد. شاید استیونس همین مطلب را در ذهن دارد هنگامی که در Adagia مینویسد: «آخرین باور، باور به داستانی است که میدانی داستان است و چیز دیگری نیست.»
#سایمون_کریچلی
@anjomankordibayan
BY ئەنجومەن شێعر و ئەدەب کوردی بەێان

Share with your friend now:
group-telegram.com/anjomankordibayan/116