group-telegram.com/anti_hypocrisy/257
Last Update:
یک مگس سمج به نام مسیح مهاجری
اول نقل قول زیر را بخوانید :
———————————-
بخشهایی از مصاحبه مسیح مهاجری با رهبر جهان تشیع آیتالله سیستانی
@Imamiya_identity
- به آيت ا... عرض کردم: ايران، گرفتار خرافات است و انحراف عقيده و سستي اعتقادات به دليل ميدان دار شدن افراد کم سواد و سودجو بيداد مي کند...
+ گفتند: شما خودتان اين وضع را به وجود آورده ايد. هي گفتيد آقاي بهاء الديني اين طور است و آن طور است. هي کرامات گفتيد…معتقدم شما خودتان، کشور را به روزي انداختهايد که اين گرفتاري ها پيش آمده و جمکران را آن طور بزرگ کردهايد و منبريها آن حرفها را ميزنند…
- گفتم: و مداحها ؟!
+ گفتند: آنها را هم همين کارهاي شما اين طور کرده است.
- گفتم: ما خودمان در مقابل آن دسته از منبريها و مداحهايي که مطالب سست و نادرست و خرافاتي را به خورد مردم ميدهند قرار داريم و عليه آنها مقالات و مطالب زيادي نوشتهايم و انتظار ما از شما اين است که شما هم موضع گيري کنيد و به ما در اين زمينه کمک کنيد، چون موضع گيري شما خيلي اثر دارد.
+ گفتند: اينها را ميدانم و از قول من هم چيزهايي عليه اينها گفتهايد و منتشر شده است، ولي من بناي دخالت در ايران را ندارم. ايران مهندسي شده است و سر مهندس هم دارد و من نبايد دخالت کنم.
- گفتم: منظورم اين نيست که در مسائل حکومتي دخالت کنيد، ولي در امور اعتقادي اظهار نظر شما موثر است. اعتقادات مردم در خطر است و براي حفظ دين و اعتقادات، ورود شما به اين مسائل لازم است.
+ گفتند: شما که گفتيد «سياست ما عين ديانت ما و ديانت ما عين سياست ماست» چطور مي توانيد اين ها را از همديگر جدا کنيد؟ ...
گفتم: …، ولي عدهاي معتقدند اين براي شيعه يک لکه سياه است چون در تاريخ اين طور ثبت خواهد شد که شيعه در عراق با آمريکاي اشغالگر سازش کرده است...
گفتند: البته تاريخ را هر کسي به ميل خودش مي نويسد و اعتقادات افراد در تدوين تاريخ بي اثر نيست…..
در لحظه خداحافظي، مقداري به همديگر دعا کرديم
7 فروردین ۱۳۹۰
—————————————————
من نمیدانم داستان بالا تا چه میزان صحت دارد و چگونه آخوند بیسوادی مثل مهاجری توانسته به ملاقات آقای سیستانی برود و به ایشان افتخار دعا بدهد. مهاجری بسیار دروغ میگوید و لذا به حرفهایش مطلقا اعتمادی نیست. مانند اسوههایش خیلی متفرعن است و دوست دارد خود را قاطی اهل بخیه و باوجدان نشان دهد. ولی بعید هم نیست توانسته باشد ارتباطاتی با محفلهای سنتی در حوزه داشته باشد، چرا که خودش را مخالف مداحهای بیسواد جا میزند و بعضا بلد است ادای علما را بیاورد. نفوذ در حوزه امروزی و با وجود سفیهانی نظیر صافی گلپایگانی و واژهپردازانی مانند جوادی آملی و دکاندارانی مانند مکارم شیرازی کار سختی نیست.
مسیح مهاجری چهره خاصی است و لایق مقدار بیشتری از انزجار. اگر به مستراحهای قدیمی تشریف برده باشید، یک سری مگس رنگی سمج بودند که نمیشد از شرشان خلاص شد. مسیح مهاجری یادآور آن مگسهاست. او از چهل و چهار سال پیش سردبیر روزنامه جمهوری اسلامی به صاحب امتیازی رهبر معظم است. روزنامهای که تلاش کرده همیشه انقلابی خالص دگم باقی بماند و هر روزه احادیثی از خمینی و بهشتی و رجایی و سایر پیامبران انقلاب نقل و تفسیر می کند. ماموریتش حفظ ارتباط نظام با حوزه است و مجیزگویی از مقام معظم نیز یک ورزش روزانه ایشان است. مهاجری در دروغ گفتن و بهتان زدن و داستانپردازی حدی نمیشناسد و از روزنامه کیهان در این زمینه جلوتر است. اگر سوبسیدها و بودجه بیتالمال نبود این جریره بیخواننده نمیتوانست پول اجاره دفترش را برای یک روز دربیاورد. انقلاب بعضی گداهای بیعار را از تکدیگری سر معابر نجات داد. وفاداری ایشان بیدلیل نیست.
به هرحال برگردیم به داستان بالا. حتی در همین داستان نیمه تخیلی مهاجری نمیتواند از تبختر و تکبر دست بردارد و راجع به تحمل کفار دژمن در عراق به آقای سیستانی تکه میاندازد. من اگر جای سیستانی بودم اینجور جواب میدادم: اولا آخوند نباید نگران قضاوت تاریخ باشد، بلکه باید نگران قضاوت آخرت باشد. از این افاضات مارکسیستی دست بردار! ثانیاً، تو مفتخور دزد مگر وکیل تاریخی؟ از تاریخ تا حالا پرسیدی راجع به تو و اسوههایت چجور قضاوت میکند؟ ادعای کلفت نشان طبع دون شماست که می دانی تنها راه اثبات وجودت همین غرور شعارهای پوسیده تودهای است.
ثالثا، امثال شما آخوندهای سیاسی بودید که فتنهسازی و رجالهپروری را چنان رسمیت دادید که کشورهای اسلامی از برقراری یک نظام سیاسی باثبات عاجزند و نمیتوانند جلوی الواط و اراذل را بگیرند. لذا خلق مسلمان حکومت فرنگیها را ترجیح میدهند. منتهی طبق معمول شما مدعیان بیعار طلبکارید.
BY دغلکاری نخبگان، کانال اصغر حکمتیار
Warning: Undefined variable $i in /var/www/group-telegram/post.php on line 260
Share with your friend now:
group-telegram.com/anti_hypocrisy/257